
جنبش اعتماد به نفس که توانسته در طول 50 سال گذشته به خوبی در فرهنگ غربی جا بیفتد، توسط والدین و معلمان تایید گردیده و لذا هم اکنون آنها اعتقاد دارند که بهبود اعتماد به نفس فرزندان باعث بهبود عملکرد آنها و به طور کلی باعث داشتن زندگی بهتری خواهد شد.
این جنبش با کتابی که در سال 1969 منتشر گردید آغاز شد. این کتاب که توسط روانشناس معروف، ناتانیل براندن نوشته شده بود بیان می داشت که بیشتر مشکلات روحی یا احساسی ای که مردم در طول زندگی خود با آن مواجه می شوند، می تواند اعتماد به نفس آنها را پایین بیاورد. براندن پایه و اساس جنبش اعتماد به نفس خود را با بیان این موضوع بنا نهاد که بهبود اعتماد به نفس فرد می تواند نه تنها باعث عملکرد بهتر او شود، بلکه حتی می تواند باعث درمان آسیب های روانی فرد شود.
پس از انتشار این کتاب، هزاران هزار مقاله دیگر در این خصوص منتشر شد و مطالعات زیادی بر روی رابطه بین موفقیت و اعتماد به نفس انجام گردید. علاوه بر این، این ایده نه تنها به یک ایده محبوب برای مقالات تبدیل شد بلکه رسانه های زیادی نیز به آن پرداختند.
بنابراین قبل از اینکه ما بررسی پیچیدگی های اعتماد به نفس را آغاز کنیم، لازم است تفاوت های بین مفاهیم مشابه عزت نفس، اعتماد به نفس و خود باوری را بیان نماییم.
