برده‌داری چراغ‌خاموش در بازار کار

از فروشندگانِ خسته در طلافروشی‌های پرزرق‌وبرق تا کارگرانِ موبایل‌فروشی‌ها که ساعت‌ها برای قطعی کردن یک فروش چانه می‌زنند؛ بازار کار این روز‌ها جولانگاه واژه‌ی فریبنده‌ای به نام «پورسانت» شده است. ترفندی که تمام ریسک‌های سرمایه را به دوشِ جیب خالی نیروی کار می‌اندازد تا کارفرما از پرداخت حقوق پایه، بیمه و عیدی فرار کند. اما آیا در چشم قانون، کارگری که تمام‌روز تحت دستور کارفرماست، صرفاً یک «عامل فروش مستقل» است یا قربانیِ نقض آشکار قانون کار؟
۱۴۰۵/۰۵/۰۲

کارگر

از فروشندگانِ خسته در طلافروشی‌های پرزرق‌وبرق تا کارگرانِ موبایل‌فروشی‌ها که ساعت‌ها برای قطعی کردن یک فروش چانه می‌زنند؛ بازار کار این روز‌ها جولانگاه واژه‌ی فریبنده‌ای به نام «پورسانت» شده است. ترفندی که تمام ریسک‌های سرمایه را به دوشِ جیب خالی نیروی کار می‌اندازد تا کارفرما از پرداخت حقوق پایه، بیمه و عیدی فرار کند. اما آیا در چشم قانون، کارگری که تمام‌روز تحت دستور کارفرماست، صرفاً یک «عامل فروش مستقل» است یا قربانیِ نقض آشکار قانون کار؟

صدای بحث‌های طولانی و بی‌وقفه برای متقاعد کردن مشتری در یک موبایل‌فروشی شلوغ، یا پا‌های متورم فروشنده‌ای که دوازده ساعت تمام پشت ویترین یک طلافروشی پرزرق‌وبرق ایستاده تا شاید چانه‌زنی‌هایش به یک تراکنش بانکی ختم شود؛ اینها قاب‌های آشنای بازاری هستند که واژه‌ای فریبنده به نام «پورسانت» را به جای «دستمزد» به خورد نیروی کار می‌دهد.

در این مناسبات نابرابر، وقتی چرخ اقتصاد می‌لنگد یا جنس در مغازه خاک می‌خورد، این کارگر است که باید تاوان کسادی بازار را با جیب خالی و سفره‌ی بی‌نان پس بدهد، تنها به این بهانه که «امروز فروشی نداشتیم». این شکل از بی‌ثبات‌سازی نیروی کار که تمام خطرات و ریسک‌های سرمایه را به دوش کارگر می‌اندازد، مرز‌های بهره‌کشی را در بازار سنتی و مدرن جابه‌جا کرده است.

منبع  : آفتاب نیوز

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *