۳۱ تیر ۱۴۰۵ – ۱۹:۵۳

بازآفرینی مگی جیلنهال از «عروس فرانکنشتاین» بهجای احیای یک شاهکار، آن را در میان فیلمنامهای آشفته، شعارهای گلدرشت و جاهطلبیهای بیسرانجام دفن میکند.
سرویس فرهنگ و هنر مشرق – فیلم «عروس فرانکنشتاین» (Bride of Frankenstein) ساخته «جیمز ویل» محصول ۱۹۳۵ ترکیب خلاقانهای از گونه وحشت گوتیک، طنز سیاه و عناصر افسانهای است. با اینکه این فیلم نود سال پیش ساخته شد اما همچنان تازه، بدیع و با طراوت است.

بازی تأثیرگذار بوریس کارلوف در نقش هیولا و ایفای نقش ارنست تزیگر در قالب دکتر پرتوریوس، شخصیتی هم ظریف و هم دیوانهوار، این فیلم را به اثری سرکش و سرشار از انرژی تبدیل کرده که گذر زمان بر آن اثری نگذاشته است. از منظر زیباییشناسی و جهانبینی نیز همچنان جلوتر از زمان موضوعاتی چون تبعیض جنسیتی، رهایی زنان و خشونت علیه آنان بپردازد؛ اما این مضامین صرفاً در قالب سفر رهاییبخش زنی مستقل و سرکش ارائه میشوند که پس از تحمل آزار از سوی مردان زنستیز و جنسیتزده، از حاشیهنشینی سر برمیآورد تا در برابر هنجارهای سنتی مردسالار ــ هنجارهایی که ارادهٔ زنان را به ابژهای مصرفی تقلیل میدهند ــ استقلال خود را به اثبات برساند. این گفتمان، که قصد دارد تجاوز و خشونت جنسی را محکوم کند، آنقدر سطحی پرداخته شده است که با هر بار تکرار دستورکار فمینیستی خود دربارهٔ توانمندسازی زنان و ستم جنسیتی، جدی گرفتن آن دشوارتر میشود.
