گرادیوا؛ رمانی که فروید آن را جدی گرفت

اهمیت «گرادیوا» فقط به خود رمان محدود نمی‌شود؛ این اثر به‌واسطه‌ تفسیری که زیگموند فروید بر آن نوشت، به یکی از نقاط تلاقی کم‌نظیر ادبیات و روان‌کاوی تبدیل شد.

جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۱:۱۲
گرادیوا؛ رمانی که فروید آن را جدی گرفت

نگاهی به «گرادیوا» اثر ویلهلم ینسن؛

گرادیوا؛ رمانی که فروید آن را جدی گرفت

اهمیت «گرادیوا» فقط به خود رمان محدود نمی‌شود؛ این اثر به‌واسطه‌ تفسیری که زیگموند فروید بر آن نوشت، به یکی از نقاط تلاقی کم‌نظیر ادبیات و روان‌کاوی تبدیل شد.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- راحیل احمدی، داستان‌نویس: «گرادیوا» رمانی کوتاه و فریبنده از ویلهلم ینسن است؛ متنی که در نگاه اول شبیه یک قصه‌ عاشقانه-مرموز در سایه‌روشنِ باستان‌شناسی و شهرهای دفن‌شده می‌نماید، اما هرچه پیش می‌رویم روشن‌تر می‌شود که با روایتی درباره‌ کارِ ذهن، وسوسه‌ تصویر، و قدرتِ خیال در شکل‌دادن به واقعیت طرفیم. اهمیت «گرادیوا» فقط به خود رمان محدود نمی‌شود؛ این اثر به‌واسطه‌ تفسیری که زیگموند فروید بر آن نوشت، به یکی از نقاط تلاقی کم‌نظیر ادبیات و روان‌کاوی تبدیل شد: جایی که رمان نه صرفاً موضوعِ تحلیل، بلکه هم‌چون آزمایشگاهی ادبی برای دیدنِ سازوکار رؤیا، واپس‌زنی، هذیان، و میل عمل می‌کند. ترجمه‌ تهمینه زاردشت، با گردآوردن متن داستان و خوانش فروید در یک مجلد، عملاً به خواننده امکان می‌دهد که هم قصه را تجربه کند و هم بلافاصله پس از آن، وارد اتاق تفسیر شود؛ همان‌جا که فروید نشان می‌دهد چرا ادبیات گاهی پیش از علم، چیزهایی را درباره‌ روان انسان می‌بیند.

گرادیوا؛ رمانی که فروید آن را جدی گرفت

منبع  : خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *