گروه اجتماعی: وسط آن همه قبر كه كل وسعت سقفشان تخته سنگهاي كوچك سه، چهار وجبي بود با خطنوشتهاي خوش، لوح يكي از قبرها، سيماني بود و ترشح زده به خاك و خس تپه كه اسم و نشان جنازه را هم با انگشت، نقر كرده بودند. انگار يكي، همان لحظه آخر كه توانسته بود جنازه را از تَل جسدهاي زلزله بيرون بكشد، هول زده و ميت بر كول و كفچه سيمان به دست، خودش را رسانده بود بالاي تپه و به ضرب ثانيه، جسد لباسپوش بيكفن را زير خاك گذاشته بود و مَلات را سفره كرده بود روي سنگ لحد و با سرانگشتهاي آماسيده از حفاري آوار زلزله، سيمان خيس را تا نبسته بود، تخته مشق كرده بود با خط ناخوانايي. حالا بعد از ٥٥ سال، مگر ميشد اين نقوش درهم پيچيده را به كدام اسم و فاميل «خدايش رحمت كناد» شبيه كرد؟

به گزارش بولتن نیوز به نقل از روزنامه اعتماد، در صفحات مجازي روزشمار تاريخ، تعداد كشتهشدگان زلزله ١٠ شهريور ١٣٤١ بويينزهرا را «حدود» ٢٠ هزار نفر نوشتهاند. روي يادمان برنجي كه ١٠ شهريور ١٣٩١ و به مناسبت ٥٠ سالگي زلزله در ميدان اصلي بويينزهرا نصب شد، تعداد كشتهشدگان را ١٢ هزار و ٢٥٥ نفر نوشتهاند. زلزله ٧/٢ ريشتري آن شب و آن سال، يك دقيقه طول كشيد. يك دقيقه كه كافي بود براي به خاك نشاندن تمام خانههاي بويينزهرا و ٩١ روستاي همجوارش؛ رودَك و دانسفهان و سگزآباد و…
