گروه فرهنگی: کمیل سوهانی، دانشجوی دکتری کارآفرینی و فعال رسانه ای، در یاداشت پییش رو که اولین بار در تاریخ ۲۱ اسفند ۹۸ در صفحه پنج روزنامه فرهیختگان چاپ شده است آورده است:هرچند امسال مساله اختلاف و تضاد طبقاتی موضوع مورد علاقه جشنوارههای مهم سینمایی جهان بود، اما معتقدم فیلم «پارازیت» زاویه نگاه متفاوتی نسبت به فیلمهای مشابهی چون «جوکر» و «روزی روزگاری هالیوود» دارد. در یک نگاه کلی هر سه فیلم به آسیبهای نظام سرمایهداری و بیرحمی ذاتی این نظام در مواجهه با طبقه فرودست توجه داشته و درنهایت طغیان کور، ناعقلانی و نافرجام را سرنوشت ناگزیر طبقه فرودست در چنین نظامی میداند. با این حال من معتقدم پارازیت از توجه صرف به این آسیب و پیامد ناگزیر و نافرجام آن فراتر رفته و توجه اصلی فیلم به روی دیگر سکه سرمایهداری یعنی «استعمار» است، از آنجا که حاکمیت سود و سرمایه بدون «سلطه» امکانپذیر نمیشود، ترکیب نظام «سوداگری-استعماری» جایگزین کاملتر و رساتری برای بیان ماهیت نظام سرمایهداری است.
به گزارش بولتن نیوز، اصلیترین و پرارجاعترین استعاره فیلم پارازیت یا انگل، چیزی از جنس نام فیلم یعنی «سوسک» است. سوسک، حشرهای که انگلوار در زیر میز، پله و زیرزمین خانهها زندگی کرده و با خوردن از اضافات غذا و سفره خانهها به حیات خود ادامه میدهد. بهنظر میرسد، مساله فیلم، بازنمایی زندگی انگلوار سوسکهایی است که برخی در زیرزمین خانهها و برخی دیگر در زیر میز، تخت و آشپزخانه زندگی میکنند. اگر چنین باشد، یکی از اهداف فیلم بیان عدم تفاوت بنیادین بین انگلهای آشپزخانه و انگلهای زیرزمین است. انگلها دو ویژگی ثابت دارند، یکی اینکه همیشه میهمان هستند و نه میزبان، دوم آنکه کثیفی ذاتی و همیشگی با آنهاست، به عبارتی آنها همیشه «بو» میدهند.
سوسک چه در زیرزمین خانه باشد و چه در آشپزخانه، زیرمیز یا زیرتخت، همیشه سوسک است و نمیتواند سهمی واقعی در خانه داشته باشد. تفاوت نگاهی که فیلمساز به صاحبان واقعی و پایدار خانه و میهمانان موقتی و ناپایدار دارد، میتواند ریشه در دو نوع توسعهیافتگی پایدار و ناپایدار داشته باشد که این مباحث نیز ارتباطی مستقیم با بحث سلطه و استعمار دارند. برای بیان تفاوت این دو نوع از توسعه، ناگزیرم مروری کوتاه بر ادبیات «مکتب نوسازی» در میان نظریات توسعه داشته باشم.
