در سالهای گذشته فیلم و سریالهای سیاسی- امنیتی با استقبال بینندگان مواجه شدهاند ولی فیلم «لباس شخصی» در حالی پس از هفت سال توقیف به پرده اکران رسیده که حرف و حدیثها درباره حفرههای امنیتی پس از جنگ رمضان بسیار است.
ژانر جاسوسی با تکیه بر تعلیق و بازیهای اطلاعاتی، یکی از جذابترین گونههای سینمایی و روایتگر روابط بر پایه قدرت، حقیقت و فریب است. اما با وجود ظرفیتهای فراوان این ژانر، سینمای ایران هیچ گاه رابطه پررنگی با آن برقرار نکرده و به دلیل محدودیتهای مختلف کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این خلأ به ویژه در روایت داستانی تاریخ معاصر، از جمله پروندههای نفوذ در حزب توده، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین جریانهای سیاسی معاصر نیز به چشم میآید؛ موضوعی که با وجود زمینههای فراوان دراماتیک، کمتر در قالب یک تریلر جاسوسی روایت شده و «لباس شخصی» یکی از معدود آثار این ژانر است.
امیرعباس ربیعی فیلمسازی را با «لباس شخصی» آغاز کرد؛ فیلمی که حالا پس از هفت سال ماندن در محاق توقیف، سرانجام به عنوان نخستین تجربه بلند او به نمایش درآمده است؛ هرچند در این فاصله، دو فیلم دیگر او یعنی «ضد» و «احمد» ساخته و اکران شدند اما حساسیتها درخصوص سوژه فیلم اول موجب شد «لباس شخصی» تا سالها فرصت اکران پیدا نکند. اگرچه سازندگان فیلم طی این سالها بارها روایتهای مربوط به توقیف را رد کردند، اما در هر صورت فیلم تا امروز امکان نمایش نیافته بود و حالا، با توجه به پررنگ شدن دوباره مسئله نفوذ، حفرههای امنیتی و جنگ اطلاعاتی در ادبیات سیاسی و رسانهای، اکران آن معنایی متفاوت از هفت سال پیش پیدا کرده است.
