تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۵/۰۷ ساعت ۱۷:۰۶

✍️ دکتر اسماعیل خلفازاده *
مقدمه: امنیت در چارچوب توانمندیهای انسانی
در نظریه آمارتیا سن، توسعه فرایندی است که در آن «انسانها نه به مثابه گیرندگان منفعل نتایج برنامههای توسعه، که بهعنوان عاملانی فعال در شکلدهی به سرنوشت خویش دیده میشوند». از این منظر، امنیت نیز باید در نسبت با گسترش توانمندیها و رفع ناآزادیهای ماهوی تعریف شود، نه بهمثابه هدفی فینفسه که آزادیها را محدود میسازد.
آنچه در اینجا «امنیتِ بدون آزادی» خوانده میشود، در نظریه سن مصداق بارز «ناآزادی» است؛ وضعیتی که در آن فرد یا جامعه از توانایی انتخاب و کنشگری محروم میشود. سن تأکید دارد که «زندگیِ خوب» در گرو مجموعهای از «کارکردها» (functioning’s) و «توانمندیها» (capabilities) است؛ کارکردها همان «بودنها و کردنها»ییاند که برای انسان ارزش دارند، و توانمندیها، آزادی واقعی برای تحقق آن کارکردها هستند. امنیتِ پایدار، آن است که این توانمندیها را تقویت کند، نه اینکه آنها را در چنبره محدودیتهای امنیتی اسیر سازد.
۱. دو نقشِ آزادی در توسعه: نقشی ذاتی و نقشی ابزاری
در نظریه سن، آزادی در توسعه دو نقش بنیادین دارد که فهم آنها برای بازتعریف امنیت ضروری است:
نقش نخست: آزادی بهمثابه غایت توسعه (نقشِ ذاتی) – سرمایهگذاری بر روی «فرصتهای اجتماعی» (آموزش، بهداشت، رفاه) و «تسهیلات اقتصادی» بهعنوان همکارانِ توسعه، نه دشمنانِ امنیت. در نهایت، سن به ما یادآوری میکند که «سودمندیِ ثروت در چیزهایی است که به ما امکان میدهد انجام دهیم». امنیت نیز بههمینسان، ارزشِ خود را در گسترشِ کارکردها و توانمندیهای انسانی نشان میدهد، نه در تحدیدِ آنها. کشوری که در مسیرِ توسعهای پایدار گام برمیدارد، کشوری است که در آن امنیت نه به بهایِ آزادی، که در سایهیِ آزادی معنا مییابد.
منبع:
توسعه به مثابه آزادی، آمارتیاسن/ ترجمه وحید محمودی. 1401.نشردانشگاه تهران.
مقدمه: امنیت در چارچوب توانمندیهای انسانی
در نظریه آمارتیا سن، توسعه فرایندی است که در آن «انسانها نه به مثابه گیرندگان منفعل نتایج برنامههای توسعه، که بهعنوان عاملانی فعال در شکلدهی به سرنوشت خویش دیده میشوند». از این منظر، امنیت نیز باید در نسبت با گسترش توانمندیها و رفع ناآزادیهای ماهوی تعریف شود، نه بهمثابه هدفی فینفسه که آزادیها را محدود میسازد.
آنچه در اینجا «امنیتِ بدون آزادی» خوانده میشود، در نظریه سن مصداق بارز «ناآزادی» است؛ وضعیتی که در آن فرد یا جامعه از توانایی انتخاب و کنشگری محروم میشود. سن تأکید دارد که «زندگیِ خوب» در گرو مجموعهای از «کارکردها» (functioning’s) و «توانمندیها» (capabilities) است؛ کارکردها همان «بودنها و کردنها»ییاند که برای انسان ارزش دارند، و توانمندیها، آزادی واقعی برای تحقق آن کارکردها هستند. امنیتِ پایدار، آن است که این توانمندیها را تقویت کند، نه اینکه آنها را در چنبره محدودیتهای امنیتی اسیر سازد.
۱. دو نقشِ آزادی در توسعه: نقشی ذاتی و نقشی ابزاری
در نظریه سن، آزادی در توسعه دو نقش بنیادین دارد که فهم آنها برای بازتعریف امنیت ضروری است:
نقش نخست: آزادی بهمثابه غایت توسعه (نقشِ ذاتی) – سرمایهگذاری بر روی «فرصتهای اجتماعی» (آموزش، بهداشت، رفاه) و «تسهیلات اقتصادی» بهعنوان همکارانِ توسعه، نه دشمنانِ امنیت. در نهایت، سن به ما یادآوری میکند که «سودمندیِ ثروت در چیزهایی است که به ما امکان میدهد انجام دهیم». امنیت نیز بههمینسان، ارزشِ خود را در گسترشِ کارکردها و توانمندیهای انسانی نشان میدهد، نه در تحدیدِ آنها. کشوری که در مسیرِ توسعهای پایدار گام برمیدارد، کشوری است که در آن امنیت نه به بهایِ آزادی، که در سایهیِ آزادی معنا مییابد.
منبع:
توسعه به مثابه آزادی، آمارتیاسن/ ترجمه وحید محمودی. 1401.نشردانشگاه تهران.
* دانش آموخته مدیریت توسعه
