۱۴۰۳/۰۱/۲۰ ۱۶:۳۸

پرسش:
به طور کلی معیار تشخیص فرقههای انحرافی چیست؟
پاسخ:
در طول تاریخ همواره شاهد ایجاد فرقههای انحرافی در میان جوامع بشری بودهایم که سعی داشتند به شکلهای مختلف افراد بیشتری را به سوی خود جلب کرده و از این طریق قدرت بیشتری را کسب نمایند. در سدههای اخیر، اما با رشد فزایندهای از این گروهها مواجه بودهایم. علاقه و گرایش به معنویت در کنار فقر فکری و اعتقادی معمولاً باعث گرایش افراد به این فرقهها شده است. متأسفانه باید گفت با آن که گرایش به معنویت در جوامع بشری در دهههای اخیر بیشتر شده، اما بجای گرایش به تفکرات مذهبی اصیل، به دلیل حجم بالای تبلیغات و سیطره امپراتوری رسانه بر ذهن انسانها، فرقههای معنویت نمای انحرافی مورد استقبال و توجه قرار گرفتهاند. از اینرو لازم است برخی از شاخصههای مشترک این فرقههای انحرافی معرفی شود تا در حد امکان، روشنگر حقیقت باشد. اصولاً فرقههای انحرافی دارای نقاط مشترکی هستند که سعی میشود در این پاسخ به برخی از آنها به همراه معرفی مصداقی برای آن اقدام گردد. برخی از این نقاط مشترک به عنوان معیار تشخیص این فرقهها به قرار زیر است:
نکته اول: دعوت به خود بجای دعوت به خدا
شاید اصولاً آموزههای رهبر خود را ترویج کرده و رسیدن به هدایت و معنویت و به تبع آن آرامش را تنها از طریق او میدانند. در اینگونه گروهها اصولاً رد پایی از خدا و یا یک نیروی برتر غیرمادی دیده نمیشود و همهچیز بر مدار انسان و خواستههای او دور میزند. همچنین فرقه بهاییت نیز برای سران خود جنبه الوهیت قائلاند و حتی خود بهاءالله خودش را خالق جهان میدانست و پیروان او نیز این امر را تبلیغ میکردند.
نکته دوم: شریعت گریزی و دعوت به مراقبه
وجه مشترک دیگر این گروهها شریعت گریزی و تأکید بر مراقبه و زندگی اخلاقی و البته باز هم منهای خدا و یا هرگونه قدرت برتر است؛ به عبارت دیگر اصولاً این گروهها به جای ترویج ایمان به خدا و انجام دستورات دینی، ایمان به خود و کشف الوهیت درون انسان را توصیه و ترویج میکنند. همچنین از آن جا که این گروهها معنویتی بدون تکلیف و سختی و دردسر را ترویج میکنند، اصولاً برای عامه مردم جذاب است و به همین خاطر سبب گرایش به آنها میشود. بسیاری از عرفانهای کاذب مانند اوشو و همینطور گروههای مختلف صوفیه در این چارچوب قرار دارند.
