جدایی دین از سیاست

وقتی در دین اسلام برای کوچک‌ترین عرصه‌های زندگی انسانی برنامه و دستور وجود دارد پس به‌طریق ‌اولی اسلام برای عرصه سیاست و مدیریت جامعه برنامه و دستور دارد.

۱۴۰۳/۰۴/۱۸ ۱۱:۵۴

وقتی در دین اسلام برای کوچک‌ترین عرصه‌های زندگی انسانی برنامه و دستور وجود دارد پس به‌طریق ‌اولی اسلام برای عرصه سیاست و مدیریت جامعه برنامه و دستور دارد.

جدایی دین از سیاست

پرسش:
با سلام در خصوص سؤال دانش آموزان درباره جدایی دین از سیاست چه پاسخی باید داد؟
 

پاسخ:
با توجه به رویکرد جهانی سکولاریسم که در همه عرصه‌های اجتماع بشری ازجمله سیاست، فرهنگ، آموزش و اقتصاد توسط کشورهای غربی در دوران جدید تئوریزه و نهادینه‌شده است و کشورهای اسلامی را هم بشدت تحت تأثیر خود قرار داده است، مسئله پیوند دین و سیاست که یکی از مهم‌ترین آموزه‌های اسلامی و دینی است، برای دانش آموزان و جوانان بسیار محل سؤال و تردید واقع‌شده است و جای آن دارد که نسبت به چرایی و علل اساسی این آموزه اسلامی تبیینی درست و متقن صورت گیرد.
درباره علل و دلایل پیوند دین و سیاست که بر اساس آن نظام جمهوری اسلامی بنیان نهاده شده است، سخن بسیار است و می‌توان مطالب زیادی را دراین‌باره بیان کرد، ولی قطعاً همه آن مطالب چندان برای طبقه دانش‌آموز مفید نخواهد بود و قطعاً باید بخشی از آن مطالب را که به دنیای فکری  طبقه دانش‌آموزی ارتباط پیدا می‌کند، برای این سن بیان نمود. همچنین این نکته جای تذکر دارد که پاسخ به این سؤال به‌صورت درون دینی بیان خواهد شد و اصل بر این است که مخاطب این جواب، اسلام را به‌طور کلی پذیرفته است و اگر کسی درباره اصل دین تشکیک دارد ایننظر دارند، به هیچ‌وجه نمی‌توان از جدایی دین از سیاست و سکولاریسم سخن به میان آورد، چراکه اولین لازمه پذیرش نظریه جدایی دین از سیاست، مردود دانستن جامعیت دین اسلام است. به‌طور خلاصه دراین‌باره چنین می‌توان استدلال کرد که وقتی در دین اسلام برای کوچک‌ترین عرصه‌های زندگی انسانی برنامه و دستور وجود دارد پس به‌طریق ‌اولی اسلام برای عرصه سیاست و مدیریت جامعه برنامه و دستور دارد والا نمی‌توان از جامعیت اسلام سخن به میان آورد؛ از سوی دیگر بسیاری از دستورات و احکام اسلام جنبه اجتماعی دارد مانند احکام قضاوت و حقوق اسلامی و در صورتی که سخن از جدایی دین از سیاست به میان آید قطعاً نمی‌توان در حوزه قضاوت و حقوق، احکام اسلام را پیاده کرد؛ چراکه سکولاریسم یعنی تعطیل کردن همه احکام اجتماعی اسلام و در این حالت برای فرد مسلمان فقط احکام فردی و شخصی مانند نماز و روزه باقی خواهد ماند و این یعنی اینکه انسان سکولار در بهترین حالت به بخشی از دین ایمان دارد ولی به بخش دیگری از دین ایمان و التزام ندارد؛ و این نگاه در واقع شاهد مثال آیه قرآن است که در توصیف برخی از کفار چنین می‌فرماید که آن ﴿ نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَنَکفُرُ بِبَعضٍ﴾؛ یعنی اینکه به بخشی از دین ایمان دارند، ولی به بخش دیگری از دین کافرند.

منبع  : مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

برای مشاهده کامل مطب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *