۱۴۰۳/۰۸/۳۰ ۱۳:۳۴

پرسش:
قرآن چرا به چیزهای مبهم قسم میخورد؟ در استدلال صحیح، از موارد قطعیتر و روشنتر به موارد غیرقطعی و مبهم پی میبرند؛ ولی قرآن برای چیزهای روشن به چیزهای مبهم سوگند یاد میکند. مثلاً «والسماء و الطارق» یا «والفجر ولیال عشر والشفع و الوتر… » در اینجا معنا و مفهوم «طارق»، «لیال عشر» و «الشفع و الوتر» روشن نیست و بسیار مبهم است. چرا باید به چیزهای مبهم قسم خورد؟ آیا اثرگذاریِ لازم را دارد؟ و یا در ابتدای سوره مرسلات، علاوه بر این¬که صافات و زاجرات و… مشخص نیست که چه هستند، بعد از چندین سوگند، به فرشتگان سوگند میخورد و سپس میگوید: «إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ». آیا برای مخاطب ناباور این منطقی است؟ سوگند به چیزهایی که وجودشان ثابت نشده، چگونه میتواند لوازم مابعدش را برای مخاطب ثابت کند؟
پاسخ:
سوگند، ایجاد برابری و همانندی میان مُقْسَمٌبه (چیزی که به آن قسم خورده شده) و مُقْسَمٌله (چیزی که بهخاطر آن قسم خورده شده) است. قسمخورنده به اموری که در نظرش مقدّس یا مهم هستند، نه امور بیارزش و کماهمیت، قسم میخورد تا مخاطبش باور کند. از نظر او مقسمله نیز همانند مقسمبه اهمیت دارد. در قرآن 93 قسم در حدود 4ات در مقام اثبات قیامت برای مشرکان به فرشتگان سوگند خورده است؛ اما نکته مهم این است که مشرکان قریش، نهتنها به فرشتگان باور داشتند، بلکه آنها را بسیار مقدس میدانستند، برترین معبودها پس از خداوند به شمار آورده و آنان را بهعنوان فرزندان خدا میپرستیدند. فرشتهپرستی در میان عرب جاهلی از اهمیت زیادی برخوردار بود. حتی آنها به اشتباه اعتقاد داشتند که فرشتگان در مسائل مهم خلق و تدبیر جهان نیز نقش دارند؛(9) اما این آیات حتی برای کسیکه اعتقادی به فرشتگان ندارد نیز مفید است و لغو نیست؛ زیرا همانطورکه گذشت، سوگندخورنده با قسم میخواهد بگوید مقسمٌله در نزد من همانند مقسمٌبه ارزشمند است و در این هدف فرقی ندارد که مخاطب نیز همانند سوگندخورنده همین عقیده را دارد یا ندارد. برای نمونه وقتی مسلمانی در نزد غیرمسلمانی مثلاً به قرآن قسم میخورد، آن غیرمسلمان هرچند اعتقادی به قرآن ندارد؛ اما چون از اهمیت قرآن در نزد مسلمانان اطلاع دارد و میداند آنان بدون دلیل و بهدروغ به قرآن قسم نمیخورند، این قسم در حق او نیز تأثیر دارد و درنتیجه، مدعای مسلمان را باور میکند.
