۱۴۰۴/۰۴/۰۹ ۱۴:۵۶

پرسش:
آیا انتقام سختی که مسئولان در قبال جنایتها و ترورهای اسرائیل و آمریکا میدهند بازدارنده بوده است؟ با صبر استراتیژیک چند نفر دیگر از مردم و نیروهای زبده نظامی را باید از دست بدهیم؟ آیا ضمن صبر استراتیژیک نباید اقدامات آنی انتقامجویانه بازدارنده انجام داد؟
پاسخ:
بعد از ترور سردار شهید حاج قاسم سلیمانی توسط ایالات متحده آمریکا در سیزدهم دی ماه 1398 و حوادث تروریستی متعدد، خصوصا حادثه بیسابقه تروریستی کرمان در سیزدهم دی ماه 1402، عبارت انتقام سخت در ادبیات سیاسی ایران برای واکنش به این حوادث رایج شد.(1) برخی از ناظران، انتقام سخت جمهوری اسلامی ایران را غیر بازدارنده دانسته و صبر استراتژیک ایران را بهانهای برای پوشش ناتوانی ایران در یک انتقام واقعی و بازدارنده میدانند. برخی دیگر نیز صبر استراتژیک را عاقلانه و قابل قبول میدانند اما در کنار آن، به بازدارندهبودن و اهمیت صبر نیز تأکید دارند. برای فهم دقیقتر تحقق انتقام سخت و بازدارندگی و رابطه آن با صبر استراتژیک نکات زیر قابل تأمل است:
1. سیاست خارجی، عرصه عقلانیت در تصمیم و رفتار
عرصه سیاست خارجی، عرصه خنککردن دل و جگر افراد نیست. در تصمیمگیری ت، بلکه در بسیاری از مواقع، عرصه انتخاب بین بد و بدتر است. بد، عدم انتقامی بزرگ و سریع و کوبنده و بدتر، وارد شدن در باتلاقی است که تبعات سنگینی در داخل و خارج برای مردم داشته باشد. به نحوی که برای آنان که آتش انتقامشان تند است نیز پشیمان کننده و حتی موجب اعتراض همین طیف شود.
2. مراحل عملیاتی راهبرد انتقام سخت
در مرحله اول، برخورد جدی با عاملان و بانیان حوادث تروریستی در دستور کار بوده و در مرحله اول، پس از هر حادثه تروریستی، تعداد زیادی از این افراد دستگیر و مجازات شده و شبکههای پشتیبان آنان منهدم گشته است. حتی رهبر انقلاب آمران و مقامات آمریکایی را مستقیما مستحق مجازات شمرده و موجب تحمیل(3) هزینه سنگین روحی و مالی به آنان و دولت ایالات متحده برای حفاظت از آنان شده است. در مرحله دوم نیز تهاجم موشکی به پایگاه آمریکایی عین الاسد در عراق و حمله موشکی به مقر نیروهای موساد و داعش در عراق و سوریه و پاکستان اقدام سریع و قاطع انتقامی ایران بود که ویژگیهای مهمی داشت که بعضا مغفول مانده است که بیان خواهد شد.
