
«آوای موسیقی» یا «اشکها و لبخندها» در دوران معلقی از هالیوود ساخته میشود و میتوان آن را از آخرین نسل فیلمهای کلاسیک دانست. فیلمی محصول دورانی که فیلمسازان بزرگ سینمای کلاسیک دیگر پیر شدهاند و آن درخشندگی و بداعتهای پیشین را ندارد و فیلمهای تکراری میسازند. از سوی دیگر پیامد تغییرات اجتماعی در جامعه آمریکا، نسل جوان دارد واقعیات متفاوتی را با دوران کلاسیک تجربه میکند: یک رئیسجمهور جوان مسند دار ایالاتمتحده آمریکا میشود و کمی بعدتر ترور او باعث میشود جامعه در وحشت و ترس فرو برود. در این سالها بیشتر وقایع در عرصه اجتماعی دارد به ثمر مینشیند و همه نگاهها به فعالیتهای اجتماعی دوختهشده و هالیوود کمتر در معرض توجه است.
«اشک ها و لبخندها» داستان خود را از مجموعهای از حوادث و وقایع حقیقی به عاریه میگیرد که در سال ۱۹۳۸ میلادی در سالزبورگ اتریش اتفاق میافتد: ماریا با بازی تاثیرگذار و بهیادماندنی جولی اندروس، دختری جوان که در یک صومعه زندگی میکند به امید اینکه روزی راهبه شود. در شروع فیلم میبینیم که با روحیهای گشاده در طبیعت میدود و آواز میخواند. در همان شروع فیلم رئیس صومعه او را برمیگزیند تا سرپرست و پرستار فرزندان یک کاپیتان قدیمی و بیوه شود.
