
تحریریه داخلی
از نوجوانان و هوادران کریستیانو رونالدو نمیتوان انتظارات گزاف داشته باشیم. آنها سهمشان را از زندگی میخواهند. سهم ما از زندگی و دنیا میتوانست خیلی بیشتر باشد.
مهدی تدینی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: دویدن مردم اطراف اتوبوس النصر ـ-که اگر رونالدو در آن نبود کسی به آن نگاه نمیکرد- ذهن و دل بسیاری را خراشیده است. اما هیچچیز این تصاویر برایم عجیب نیست. این عشق طبیعی است؛ عنصر غیرطبیعی «نابسامانی» است. در واقع، من انتظار داشتم افراد بسیار بیشتری برای یک نگاه به رونالدو از پشت شیشه اتوبوس به استقبالش بروند. این یک پدیده طبیعی است. اگر رونالدو به کرهجنوبی و ژاپن هم برود، همینقدر کشتهومرده خواهد داشت؛ فقط تفاوت در نحوه اداره این عشق و شور است.
ستارهشیفتگی -یعنی عشق به ستارههای بزرگ- پدیدهای انسانی است (انسانی نه به معنای اخلاقی، بلکه به این معنا که از ویژگیهای آدمیزاد است). وقتی انریکه یا گروه بیتیاِس در عربستان سعودی کنسرت برگزار آماده نشده، همان مدیریت هم با اینکه ادعای فوتبالی بودن دارد هنوز نفهمیده است آمدن رونالدو با چنین شوری روبرو خواهد شد و برای آبروداری باید تمهیدی اندیشید.
از نوجوانان انتظارات گزاف نداشته باشیم. آنها سهمشان را از زندگی میخواهند. سهم ما از زندگی و دنیا میتوانست خیلی بیشتر باشد، اگر به تاراج «آرمانشهرگرایان» و «عُقباگرایان» نمیرفت. من اگر حسرتی بخورم، بر این است که وقتی میشد مثل عربها با نفت دنیا را خرید، چرا ما با نفت دنیا را فروختیم؟
این مطلب را هم بخوانید: مرسی آقای زاکانی که رونالدو را برایمان آوردی!/ نماینده ایران پرسپولیس است نه کریس/ سیل سلفی مسئولان آبروی فرهنگ را برد، نه دنبال اتوبوسدویدنِ مردم!
