خزان سفید بخت شد

کار خودش را کرد، بعد از روزها عشوه گری دلبرانه و رنگارنگ، دلش را بدست آورد، پاییز را می گویم، زمستان عاشقش شد، رخت سپید...
کار خودش را کرد، بعد از روزها عشوه گری دلبرانه و رنگارنگ، دلش را بدست آورد، پاییز را می گویم، زمستان عاشقش شد، رخت سپید…

گروه اجتماعی: دیگر صدای عاشقانه خش خش برگ ها شنیده نمی شود، از نواهای رمزآلود باد، گریه ابرهای دلتنگ، قهرهای گاه و بیگاه آفتاب خبری نیست چرا که پیوندی مبارک اتفاق افتاده، پیوند سفید زمستان و خزان.

خزان سفید بخت شد

به گزارش بولتن نیوز به نقل از ایرنا، آری زمستان تاب دوری از عشق را نداشت، چند روز پیش از وعده مقرر با دست پر آمد و خلعت سفیدی بر تن خزان کرد تا عروس فصل ها بیش از این چشم براه دست نوازشگر عاشق نماند.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *