گروه فرهنگی _ سید محسن عبدالهی: در طول سال های گذشته همواره این انتقاد به مدیریت سینمای ایران و اساسا حوزه فرهنگی وارد بوده است که یک استراتژی دقیق و هدفمند برای رویکردهای فرهنگی نظام وجود ندارد و در هر دوره ای و با آمد و شد مدیران مختلف، شرایط تغییر می کند. اما همه این موارد تنها دلایل شرایط نابسامان فعلی سینمای ایران نیستند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که عده ای در داخل و خارج کشور و به طور خاص در موردی که به تازگی توسط روزنامه نگار سابق روزنامه های شرق، حیات نو و اعتماد، بابک غفوری آذر و به بهانه ارزیابی کارنامه نظام در مدیریت سینما در سال 1400 و در صدای آمریکا مطرح شده است، همه کمی و کاستی های فعلی سینمای ایران را به عملکرد مدیران ربط می دهند.

به گزارش بولتن نیوز، بدون شک این ادعا هیچ بویی از واقعیت نبرده است. آیا کاهش اقبال مخاطبان به موضوعات فیلم های روی پرده و کیفیت نازل آثار سینماگران نامدار ایرانی ارتباطی با مدیران سینمایی دارد؟! برای مثال در همین فقره فیلم های اخیر دو چهره مورد اقبال روشنفکران یعنی داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی کسی مانع از آن شد که ایشان هر چه می خواهند در فیلم هایشان مطرح کنند؟! مدیران سینمایی می توانند با تصمیمات سلیقه ای یا شعار دادن و بی عملی در روند حرکت کلی سینما تاثیرگذار باشند اما عملکرد تک به تک اجزای این سینما که به آن ها ربطی ندارد.
