گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو-محمدصالح سلطانی:
یک: انتظار منهای امید
آرزویش را داشتیم اما انتظارش را نه. بیست سال از آخرین پیروزی تیم ملی در جام جهانی میگذشت و با نگاه نتایج بازیهای دوستانه و البته کارنامه مراکشیها، مساوی هم میتوانست برایمان نتیجه خوبی باشد. آمده بودیم که از فوتبال لذت ببریم. رویای صعود را دورتر از همیشه میدیدیم و از همان روز اول در گوش هم خواندیم که اینجا «گروه مرگ» است. امیدمان به خدا بود و بعد، به آنچه در ذهن زیبای مرد پرتغالی جریان داشت. آنچه که نمیدانستیم چیست اما مطمئن بودیم تیم ما را به موفقیت خواهد رساند. ترکیب اصلی تیم برای بازی که منتشر شد، نه تعجب کردیم و نه غافلگیر شدیم. کارلوس تقریباً همانهایی را در زمین گذاشته بود که پیشبینی میکردیم. بیرانوند درون دروازه، چشمی و پورعلیگنجی زوج خط دفاع، حاج صفی جناح چپ، رضاییان جناح راست. شجاعی و ابراهیمی در انتهای خط میانی. آزمون و جهانبخش و انصاریفرد و امیری هم در فاز هجومی. این وسط فقط خبر حضور امیری در ترکیب اصلی کمی غیرقابل انتظار بود. خط دفاع کم تجربه و جوان، میتوانست بلای جان تیم بشود و خط حمله پر انگیزه و نام آشنا نقطه امیدمان بود.
