
گروه فرهنگی– مهدی ساربان: «ساترا» نهادی است که وجاهت خود را از «اتصال به دستور» نهادهای کلان و بزرگان نظام دارد؛ این اتصال بهقدری مهم است که اگر مسئولین سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر، زندگی خود را تعطیل کنند و شبانهروزی به حل مسائل پلتفرمها و محصولات شبکه نمایش خانگی بپردازند تازه شاید بخشی از شانیت آن اتصال رعایت شده باشد. اما آنچه در ساترا دیده میشود این توجه را چندان به ذهن متبادر نمیکند. مشکل کجاست؟
به گزارش بولتن نیوز به نقل از کیهان، ابتدا باید بپذیریم که رسالت شبکه نمایش خانگی «رقابت با صداوسیما» نیست! بلکه این بخش از فضای فرهنگی، موظف است که هجوم فرهنگی را کمرنگتر کند. لذا نگاه کردن به بدنه سینمای خانگی به عنوان رقیب و وابسته به دشمن هم ظلم به جمهوری اسلامی است. بناب مدیریت رفت تا بالاخره جوانانی بیایند که مطالبات رهبر انقلاب را بفهمند و با برنامههای مشخص، مقبولیت فنی و هنری، بدنه سینما را با خود همراه سازند. اما آنچه در ساترا رخ داد باز هم تکرار همان داستان است و در مقاطعی حتی عقبتر از قبل!
درنتیجه، سرمایهگذاران سریالهای نمایش خانگی ترجیح میدهند بدون نظارت ساترا محصولات خود را منتشر کنند. تعجب اینجاست یکی از مدیران این بخش زمانی که در صداوسیما بوده مجوز نمایش فیلمی هالیوودی در تطهیر خیانت را داده بود! مدیری که ازقضا تحصیلاتش را در انگلستان سپری کرده است!
از سوی دیگر شنیدهها میگویند فردی که برای جانشینی این مدیر،درنظر گرفته شده بازهم از میان نیروهای سن بالای صداوسیماست. نیروهایی که اگر قرار به جوابدهی بود در دوران شکوفایی ذهن و جسمشان آنکار رخ میداد.
درپایان بهصورت خلاصه مشکلات مدیریت ساترا به این شرح جمعبندی میشود:
یک-با نگاه مدیریتی صداوسیما وارد نظارت و هدایت بخش خصوصی شدهاند و خستهتر و پیرتر از آنند که بتوانند با بخش خصوصی و پرسرعت سینما همراهی کنند.
دو-هیچ برنامه مدون و هیچ طرح مشخصی برای بررسی و صدور مجوزهای شبکه نمایش خانگی ندارند!
