افراد نایاک و حاضران در برلین، هر دو بخشی از پازل فشار حداکثری بر ایران با استفاده از پوشش هویت ایرانی هستند که البته روزبهروز با اقداماتشان، بیشازپیش چهره ضد ایرانی خود را نمایان میکنند.
دیاسپورا یا همان جوامع دور از وطن، به زبانی ساده به جوامعی گفته میشود که از کشور اصلی خود مهاجرت کرده و به طور پراکنده در سرزمینهای دیگر سکونت دارند. ایرانیان خارجی نیز، صرف نظر از دلیل و مدت مهاجرت، بخشی از جوامع دور از وطن بهحساب میآیند.
این افراد را میتوان در دو دسته تقسیم کرد. اول کسانی که بعد از مهاجرت کلا هیچگونه تعامل و کنشی نسبت به ملیت خود ندارند و بهعبارتیدیگر، بهجز تابعیت اسمی ایرانی، ارتباط دیگری با ایران ندارند. دسته دوم، کسانی هستند که با کشور خود تعامل میکنند، اعلام موضع دارند و سعی میکنند از راههای بینالمللی تأثیرگذار باشند و برخی هم حتی وارد تصمیمگیری مستقیم میشوند. افراد این دسته، خود به دو گروه تقسیم میشوند، اول کسانی که در راستای منافع ملی خود عمل میکنند و دوم کسانی که خلاف منافع مردم کشور خود هستند.
برخی از این افراد درست است که تابعیت ایرانی دارند، اما گویا هیچ سهمی از هویت ملی ایران به ارث نبردهاند. اگر عملکرد امثال کسانی که عضو نایاک هستند را بررسی کنیم، بدون شک مشخص میشود این ایرانیان برای منافع آمریکا و علیه منافع ایرانیان اقدام میکنند و تلاشی هم برای کتمان آن وجود ندارد و بیشتر هم در حوزمیلیون ایرانی در سراسر اروپا حضور دارند و با وجود حضور اتوبوسها برای انتقال افراد به ظاهر ایرانی، چنین جمعیت محدودی حاضر شدند.
کدام ایرانی را مییابید که پایبند به هویت ملی و دوستدار و نگران هممیهنان کشورش است، اما درعینحال خواهان تجزیه ایران باشد؟ کدام ایرانی را میبینید که حتی یکبار در برلین در اعتراض به تحریمهای دارویی مردم ایران اعتراض نکرده، اما در حمایت از تجزیهطلبها حاضرشده است؟
افراد نایاک و حاضران در برلین، هر دو بخشی از پازل فشار حداکثری بر ایران با استفاده از پوشش هویت ایرانی هستند که البته روزبهروز با اقداماتشان، بیشازپیش چهره ضد ایرانی خود را نمایان میکنند.
