جنگی که قرار بود با نمایش قدرت نظامی، معادلات امنیتی خاورمیانه را یکبار برای همیشه به سود واشینگتن و تلآویو تغییر دهد
جوان آنلاین: جنگی که قرار بود با نمایش قدرت نظامی، معادلات امنیتی خاورمیانه را یکبار برای همیشه به سود واشینگتن و تلآویو تغییر دهد، اکنون بیش از هر چیز به نمادی از تناقضهای قدرت در قرن ۲۱ تبدیل شده است. یک سال پس از فروکشکردن درگیریها و در شرایطی که امروز، تحلیلگران در حال ارزیابی پیامدهای آن هستند، تصویر نهایی با آنچه در نخستین روزهای جنگ تبلیغ میشد فاصلهای عمیق دارد. اگر معیار موفقیت، صرفاً تعداد اهداف منهدم شده یا برتری هوایی باشد، امریکا و اسرائیل میتوانند از برخی موفقیتها سخن بگویند، اما اگر معیار، تحقق اهداف سیاسی- نظامی و تغییر رفتار راهبردی ایران باشد، نتیجه بسیار متفاوت خواهد بود.
قدرت نظامی، هر اندازه هم پیشرفته باشد، زمانی که نتواند به دستاورد سیاسی پایدار تبدیل شود در نهایت به ابزاری پرهزینه برای مدیریت بحران بدل میشود، نه حل آن. این همان پارادوکسی است که جنگ اخیر بیش از هر زمان دیگری آشکار کرد. واشینگتن و تلآویو با این تصور وارد میدان شدند که فشار نظامی میتواند تهران را وادار به عقبنشینی بنیادین کند، اما پایان جنگ نشان داد که معادله امنیت در خاورمیانه پیچیدهتر از آن است که با بمب و موشک بازنویسی شود. از همان روزهای نخست، فضای رسانهای غرئواکونومیک و اهرمهای بازدارندگی نامتقارن شکل خواهد گرفت. ابزارهایی که هزینه استفاده از قدرت نظامی علیه ایران را برای رقبا افزایش میدهند.
در نهایت، مهمترین درس این جنگ شاید نه درباره ایران، امریکا یا اسرائیل، بلکه درباره ماهیت قدرت در جهان امروز باشد. در عصر وابستگی متقابل اقتصادی هیچ قدرتی، حتی اگر از برترین ارتش جهان برخوردار باشد، نمیتواند بدون پرداخت هزینههای سنگین، بحرانهای ژئوپلیتیکی را مدیریت کند. شاید به همین دلیل است که پس از پایان درگیریها، دیگر کمتر کسی از «پیروزی قاطع» سخن میگوید. آنچه باقی مانده، منطقهای شکنندهتر، اقتصاد جهانی حساستر و رقابتی شدیدتر میان قدرتهای بزرگ است. اما در میان همه این تحولات، ایران به درسی دست یافت که میتواند در سالهای آینده بر رفتار بازیگران منطقهای و جهانی تأثیر بگذارد. در دنیای امروز، گاهی مؤثرترین سلاح در اختیار داشتن اهرمی است که بتواند محاسبات اقتصادی و راهبردی رقیب را تغییر دهد.
