
گروه فرهنگی: توفیق وحیدی آذر:پرتوهای درخشان در شبِ عمیقِ در آسمان تیره چونان نیزه هایی پرتاب می شوند ؛ آسمان می درخشد ! سایه های غول پیکر با پیش و پس کشیدن رویاهامان، نزدیک می شوند و همه چیز را در درون مان در هم می آمیزند ؛ گذشته ی شیرین ، حال پر تلاطم ؛ آینده ی مبهم پر امید ، ایلدیریم همان صاعقه با شدت از درون مان فریاد می زند ، دردِ اشتیاقِ بی پایان – اشتیاقی که در آن هر زیبایی پاک در کلام حس های شاعر و نت های سلیس در نهرهای شعر و موسیقی اش روان می شود و درد و آلام هنگامی که تحلیل می رود. عشق، امید و شادی شکوفه می دهند و سعی می کنند سینه هایمان را با هارمونی های رنگین التیام دهنده زخم ها باشند…. همه حس هایی را پشت سر بگذارند که ما بر روی آن ها زندگی می کنیم !
این نگاهی به شعر شهریار در حیدربابایه سلام است ، که مانند سمفونی شماره پنجم بتهوون با نوای آغازین با تمام قدرت خود می کوبد و سپس لطافت را برزمین می گستراند!
حي هنری زبان ادبی در آذربایجان و در میان تمام ایرانیان و همسایگان سرزمین و ماورای مرزهای شاعر با فولکلور بیان شد . و دیگران با شهریار شاعر با سخن گفتن از زبان فولکلور نمونههای فولکلور جدیدی خلق کردند.
او زبان هنر و ادب را براساس سنت های فولکلور رشد داد به گونه ای که تنها در اثر تأثیر شعر «حیدر بابایه سلام ” شهریار، بازگشت به فولکلور و علاقه به بیان فولکلور در مناطقی که شعر او را درک می کردند آغاز شد .
بدون شک زبانی با سنت های کلاسیک و سبک بیان غزلی را شهریار بسیار شاعرانه احیا کرد ، شهریار شروع به توسعه زبان ادبی-هنری کرد و شروع به خلق وسایل بیانی کاملتر و غنی تر از اشارات و تشبیهات ابتدایی هنری کرد:
