با وجود تلاشهای گسترده ترکیه برای تبدیل تنگه بسفر به یک هاب راهبردی انرژی و تجارت و بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود در معادلات منطقهای، واقعیت این است که بسفر از نظر کارکرد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی قابل مقایسه با تنگه هرمز نیست
جوان آنلاین: حمله امریکایی- صهیونیستی علیه ایران برای ترکیه همچون یک شمشیر دولبه عمل کرده است. هزینه انرژی و فشار اقتصادی از یکسو و فرصت تبدیل شدن به مسیر جایگزین تجارت و سرمایه از سوی دیگر. در روزهایی که خلیج فارس بار دیگر به مرکز نگرانیهای بازار انرژی جهان تبدیل شده است، نگاهها تنها به میدانهای نفتی، نفتکشها و تنگه هرمز دوخته نشده، بلکه به شمال این منطقه، به سمت ترکیه نیز چرخیده است. کشوری که سالها تلاش کرده خود را نه صرفاً بهعنوان یک قدرت منطقهای، بلکه بهعنوان یک پل اقتصادی میان آسیا، اروپا و خاورمیانه معرفی کند. جنگ اخیر برای آنکارا یک وضعیت پیچیده ساخته است. از یک طرف، ترکیه مانند بسیاری از اقتصادهای واردکننده انرژی، از افزایش قیمت نفت، افزایش هزینه حملونقل و نااطمینانی بازارها آسیب میبیند. از طرف دیگر، هر اختلال در مسیرهای سنتی تجارت خلیج فارس میتواند ارزش جغرافیایی ترکیه را افزایش دهد. کشوری که در نقطه اتصال دریای سیاه، مدیترانه، اروپا، قفقاز و خاورمیانه قرار گرفته است. در شرایط کنونی، پس از تشدید دوباره درگیریها میان ایران و ایالات مپلیتیکی خود در معادلات منطقهای، واقعیت این است که بسفر از نظر کارکرد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی قابل مقایسه با تنگه هرمز نیست. هرمز گلوگاه اصلی انتقال بخش قابل توجهی از نفت جهان است و هرگونه اختلال در آن، مستقیماً بازارهای جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد، در حالی که بسفر، هرچند گذرگاهی مهم برای صادرات انرژی دریای سیاه و اتصال اروپا و آسیاست، اما مسیرهای جایگزین متعددی برای آن وجود دارد و وزن آن در امنیت انرژی جهان به اندازه هرمز نیست. از اینرو، آنکارا هر چقدر هم در توسعه زیرساختها، دیپلماسی ترانزیتی و تبدیل شدن به مرکز مبادلات انرژی موفق عمل کند، بعید است بتواند جایگاهی همسنگ هرمز در معادلات راهبردی جهان به دست آورد. مزیت اصلی ترکیه، نه در تبدیل بسفر به «هرمز دوم»، بلکه در ایفای نقش یک پل ارتباطی میان شرق و غرب و بهرهبرداری هوشمندانه از این موقعیت برای افزایش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود نهفته است.
