
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-محمدصالح سلطانی*؛ پنجشنبهها، دو ساعت پیش از نماز ظهر، توی مسجد دانشگاه شریف و روی صندلیهای تاشوی مشکیرنگ مینشستیم روبرویش تا برایمان از «معارف انقلاب» بگوید. اگر حتی کلاسهای قبل و بعد از معارف انقلابِ «حوزه دانشجویی شریف» را هم از دست میدادیم، تقریباً محال بود این یکی از دست برود. انگار یک اتفاق تازه بود در میان دروس حوزهی شریف. یک روز برایمان از دستاوردهای علمی انقلاب میگفت و یک روز نظام سیاسی حاصل از انقلاب را به بوته نقد و استدلال میکشید. یک روز هم موضوع کلاسش «هنر انقلاب» بود و بعید است به این زودیها یادمان برود حاجآقا با چه دقت نظری پیگیر سریال «شهرزاد» بودند و دیدنش را به ما معرفتجوهای حوزه شریف هم توصیه میکردند! تقریباً تمام درسها را هم از روی اسلایدهای PowerPoint تدریس میکرد و روی لبه مسائلی که در نسبت ما نسل جدید و انقلاب اسلامی تعریف میشد، گام بر میداشت. «حجتالاسلام و المسلمین محمد قمی» را با چنین تصاویری شناختیم. با شمایل یک روحانی خوشچهره، بهروز، دوستداشتنی و البته جسور. شبیه آنچه دوست داریم از روحانیت ببینیم.
