دوران انقلاب در راهپیماییهای علیه رژیم طاغوت شرکت داشت. امامخمینی (ره) را خیلی دوست داشت. رضا در سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. او با شروع جنگ داوطلبانه به جبهه رفت و سرانجام ۲ آذر ۱۳۶۳ به همراه ۱۳ تن از همرزمانش در کمین عناصر گروهک تروریستی کومله گرفتار شدند. اعضای کومله پس از به شهادت رساندن رضا و ۱۲ تن دیگر از رزمندگان، بالای سر شهدا آمدند و با سرنیزه گلوی آنها را شکافتند.
در ادامه صحبتهای «جمیله شهدادنژاد» همسر شهید رضا تاجیک را میخوانید:
با هم نسبت فامیلی داشتیم. پسرعمه و دختردایی بودیم. رضا خوشاخلاق و خانوادهدوست بود و همین باعث شد وقتی به خواستگاری آمدند جواب مثبت بدهم. در سال ۱۳۶۱ ازدواج کردیم. آن زمان رضا ۲۰ ساله بود و من ۱۴ ساله بودم. پدرم به ما دو اتاق داد و زندگی مشترکمان را شروع کردیم. بیست روز از ازدواجمان گذشته بود که رضا داوطلبانه عازم جبهه کردستان شد. بعد از سه ماه به مرخصی آمد و اینبار به عنوان سرباز ارتش دوباره عازم جبهه شد. دوره آموزشی را در کرمان گذراند و برای انجام خدمتش به اصفهان رفت. چند ماه پایانی خدمتش به سردشت منتقل شد. در این مدت چندینبار به مرخصی آمد و هر بار برای من، کتابهایی با موضوع حجاب هدیه میآورد. هنوز آن کتابها را از او به یادگار دارم؛ کتاب پاسداران عفت، بانوی نمونه و…
