27 تير 1397
یکی میگفت: چقدر این ابراهیم با معرفت است، دیگری میگفت: یک پهلوانه. در کشتی حریف نداره. آن یکی میگفت: چقدر این پسر زور داره، هیچکس نمیتونه پای ابراهیم رو از روی زمین بلند کنه.
در پنجره خانه ما حال و هوایی است/ چون رهگذر کوچه ما مرد خدایی است
افتاده و پربار، چنان سرو خرامان/ در هر قدمش عشق به پرواز و کمالیست
او هادی عشق است و بسی پاک و منزه/ گویی که حدیثی و کلامی ز خداییست
آیات خدا چون فکند نور به دلها/ این آیه چنان نور به مصباح هداییست
در شهر طلب عاشق و سرمستترینست/ انگار به دنبال تمنای وصالیست
سیراب نگردد که به جانش شرری هست/ او تشنهترین تشنه دریای نیازیست
