معامله حاج احمد با یک سرباز سیگاری

تو امانت دست ما هستی. من نمی‌تونم اجازه بدم امانتی رو که پدر و مادرت به من سپردن و انتظار دارن زنده و سالم برگرده، وقتی که بر می‌گردی ببینن بوی سیگار می‌دی، یا سیگار توی کیف و لای انگشتاته. اونوقت می‌گن این هم شد سوغات جبهه رفتنت.
02 شهريور 1397
تو امانت دست ما هستی. من نمی‌تونم اجازه بدم امانتی رو که پدر و مادرت به من سپردن و انتظار دارن زنده و سالم برگرده، وقتی که بر می‌گردی ببینن بوی سیگار می‌دی، یا سیگار توی کیف و لای انگشتاته. اونوقت می‌گن این هم شد سوغات جبهه رفتنت.

سیگار ممنوع (راوی: سعید طاهریان)

حاج احمد ابلاغ کرده بود که هیچ کس حق کشیدن سیگار را ندارد. حتی پیش‌مرگ‌ها هم که کُرد بودند، با اینکه کُردها خیلی سیگار می‌کشند مجبور بودند رعایت کنند. اگر کسی می‌خواست سیگار بکشد باید به جایی می‌رفت که دیده نمی‌شد، و الا مورد غضب حاج احمد قرار می‌گرفت.

یک بار که حاج احمد داخل پاسگاه شهدا بود وقتی بوی سیگار را شنید، رویش را برگرداند تا ببیند بو از کدام طرف است. پسر 17 ساله‌ای لب سکو نشسته بود و درحالی که 5 متر برف روی زمین بود، زیر آفتاب مشغول کشیدن سیگار بود.

منبع  : خبرگزاری میزان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *