
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- محمدصالح سلطانی؛* مجری تلویزیون باید رگ خواب مخاطبش را بشناسد. باید بداند از کدام در وارد شود و کدام بخش از وجود بیننده را درگیر کند تا بتواند در اوج بماند. آن مجریهایی که سالهای سال روی آنتن میمانند این را خوب میدانند. فرزاد حسنی، استاد جسارت است. رضا رشیدپور با قلقلکدادن سیاسیون خودش را روی آنتن مطرح میکند و احسان علیخانی، در رقیق کردن احساسات مخاطب PhD دارد. این مورد آخر، یکی از موفقترین مجریان تاریخ صداوسیماست. برای یک دهه، با کمترین حاشیه و حدقل جنجال خودش را در تلویزیون حفظ کرده و روند محبوبیتش را رشد داده. گاهی با «ماه عسل» و برنامههای به شدت احساسیِ دم افطار، گاهی با «بهارنارنج» و دعوت قطاریِ سلبریتیها به جام جم، گاهی با «پشت صحنه» و سراغ گرفتن از زندگی قهرمانان المپیک و گاهی هم با «عصر جدید». عنصر مشترک در تمام برنامههای علیخانی، درگیر کردن احساسات مخاطب است. او روی ترحم و دلسوزی تماشاگرانش حساب ویژهای باز میکند و در «عصر جدید» هم مهمتر از هر چیزی برای علیخانی، احساسات است. برای همین است که تازهترین برنامه علیخانی، خالی از حداقلیترین عناصر منطقی و معقول برای کشف استعدادهاست.
