خرده‌روایت‌هایی از «راهیان نور»/ با حضور آقا شاهرخ، ابراهیم و دیگران

 می‌گویند خاک، سرد است. بیراه نمی‌گویند؛ اما نه درباره‌ی همه‌ی خاک‌ها. بعضی خاک‌ها سرد که نیستند هیچ، گرم‌اند. داغ.  لبریز از «جان»هایی که به پایشان قربانی شده. مثل خاک خوزستان.

 می‌گویند خاک، سرد است. بیراه نمی‌گویند؛ اما نه درباره‌ی همه‌ی خاک‌ها. بعضی خاک‌ها سرد که نیستند هیچ، گرم‌اند. داغ.  لبریز از «جان»هایی که به پایشان قربانی شده. مثل خاک خوزستان.

خرده‌روایت‌هایی از «راهیان نور»/ با حضور آقا شاهرخ، ابراهیم و دیگران

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-محمدصالح سلطانی؛ می‌گویند خاک، سرد است. بیراه نمی‌گویند؛ اما نه درباره‌ی همه‌ی خاک‌ها. بعضی خاک‌ها سرد که نیستند هیچ، گرم‌اند. داغ.  لبریز از «جان»هایی که به پایشان قربانی شده. خاک خوزستان، مطلقا سرد نیست. حرارتش، تنه به تنه‌ی حرارت دشت‌های سوزانِ تمامِ عالم می‌زند. انگار تاریخ این سرزمین را با خون نوشته‌اند. با حماسه. این قصه، مال همین سی-چهل سالِ بعد انقلاب هم نیست. خاک خوزستان، سال‌هاست که به ایستادگی در برابر دشمن عادت کرده. چه این خصم دون، چشم‌آبی باشد و چشم‌دوخته به نفت، چه تیره‌پوست باشد و تیره‌دل و امیدوار به فتح یک‌هفته‌ایِ تهران. وجب به وجب خاک خوزستان، بوی خون می‌دهد. خون جوانان وطن.

 

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *