یکی آرزوی ازدواج دارد و بخت اش با طلسم بسته شده است و دیگری در حسرت مادر شدن به هر دری زده است ! داستان 2 زن با سرنوشت هایی عجیب که آنان را به دخمه رمال های شیاد کشانده است.

به گزارش سیتنا، از ازدواج مان۱۲سالی می گذشت دیگر ازپچ پچ زنانه در جمع های مهمانی خسته شده بودم از این دکتر به آن دکتر دیگر هیچ فایده ای نداشت و انگ نازایی بر پیشانی من و شوهرم هک شده بود هر جا میرفتم تا سرصحبت باز می شد هرکسی نسخه ای برایمان می پیچید تا اینکه در صف نانوایی زن غریبه رمالی را معرفی کرد که می گفت می تواند مشکل نازایی ما را حل کند.
