گروه اجتماعی- محمدرضا اسلامی در یادداشتی نوشت: یک استاد دانشگاه را تجسم کنید که معاون فنی-مهندسی یک شرکت مهندسی مشاور بزرگ است (با ده ها پرسنل و پروژه که در زیرمجموعه اش قرار دارند) و همزمان نُه دانشجوی دکترا و کارشناسی ارشد هم دارد.
به گزارش بولتن نیوز، این تجسم شما یک خیال نیست بلکه واقعیت است! واقعیت از این باب که خیلی محتمل است که در دانشگاههای کشورمان با افرادی برخورد کنید که هدایت هشت-نُه دانشجوی دکترا و ارشد را به عهده دارند ولی همزمان درگیرِ کارهای یک “شرکت” هستند که امور جاری در آن شرکت (خود به تنهایی) یک نیروی تمام وقت می طلبد. سوال اینجاست که “کیفیتِ” آن پایان نامه های دکترا چه می شود؟!
سوال اینجاست که آن آقای استاد، چقدر “وقت” صرفِ دانشجویانش می کند؟
حالا دوباره تجسم خود را بکار بگیریم و یک استاد دانشگاه را تصور کنیم که هفت-هشت یا نُه دانشجوی دکترا دارد و همزمان در تمامِ دوره های انتخابات #شورای_شهر هم شرکت می کند. علاوه بر این، در هر انتخابات نظام مهندسی هم شرکت می کند. یعنی انتظار دارد هشت سال عضو شورای شهر یک کلانشهر باشد (یک مسئولیت “تمام وقت”) و “همزمان” بر هدایت چندین پایان نامه دکترا هم نظارت کند.
این تجسم شما نیز یک تصور نیست بلکه واقعیت است!
این طنزی است که در دانشگاههای ما جریان دارد.
