21 / 04 /1403
خبرگزاری علم و فناوری آنا_نادیا عابد؛ ساعت هنوز ۶ و نیم صبح نشده بود که وارد دانشگاه شدم، داوطلبان کم کم در حال تجمع بودند تا بلافاصله پس از اعلام مسئولان وارد حوزههای آزمون شوند؛ به چهره هایشان که نگاه میکردی کمتر فردی از استرس حال خوشی نداشت، در حالت تعجب آورانه باید گفت که بیشتر داوطلبان امروز با خوشحالی آمده بودند، آنها منتظر دیدن دوستان خود بودند و برخیها هم معترض از اینکه کاش ساعت آزمون کمی دیرتر بود و میتوانستیم بیشتر استراحت کنیم.
اما یک داوطلب در میان آن همه دانش آموز نظرم را بیشتر جلب کرد، جزوه به دست آمده بود و اعتقاد داشت، هر زمانی یک فرصت طلایی است پس در یک ساعت باقی مانده تا امتحان چرا از آن استفاده نکنم؟ اعتقاد داشت که باید برای هدف جنگید، علاقه اش را که جویا شدم، دوست داشت در رشته حقوق دانشگاه تهران تحصیل کند، میگفت: «باید برای حق جنگید و من هم طالب آن هستم».
داوطلب دیگری هم از این انتقاد داشت که چرا بیسکوییت به شرکت کنندگان میدهید؟ اگر ضعف کنیم، چه کسی پاسخگوست؟! چرا خوراکی هایم را گرفتند؟ و …
