
گروه اجتماعی- مهدی علیرضایی ـ جواد شمس: تهران، یکشنبه هشتم اسفند ساعت 8 شب؛ خبری از بارانِ نیمبندِ شبهای گذشته نیست؛ اما هوا سرد است. شیشه ماشینها بالاست و موتورسواران پشت طلق موتورهایشان کِز کردهاند.
به گزارش بولتن نیوز، پیادهروها در ابتدای امیرآباد در تقاطع فاطمی و کارگر خیلی شلوغ نیست و حرکت بادِ اسفند ماه که هنوز سوز سرما را با خود دارد، بیشتر از تردد مردم احساس میشود؛ فروشگاه زنجیرهای محل، آخرین مشتریان خود را بدرقه کرده و کرکرهها را پایین میکشد؛ اما زرق و برق تابلوها و ویترینهای مملو از کفشهای چرمی و ورزشی مغازه دونبش، چند نفر را به خود جذب کرده که بیتفاوت به چراغ قرمز راهنمایی، به تماشا ایستادهاند.
چراغ قرمز چهارراهها، برای ماشینها و عابران معنایی دوگانه دارد: “توقف” برای خودروها و “حرکت” برای عابران! این علامت اما برای عدهای دیگر، معنای خاص و متفاوتی دارد؛ اینکه بروند و بین خودروها بچرخند تا شاید با فروش فال حافظ و پاک کردن شیشهای، پولی دربیاورند؛ اینها را همه ما میشناسیم “کودکان کار!”
