
گروه اجتماعی: موضوع این نوشتار پرسش از چگونگی تحلیل نوروز در ساحت تفکر انقلاب اسلامی با محوریت اندیشهی حضرت آیتالله خامنهای است. این بررسی در وهلهی اول در پی بازشناسی تحلیل نوروز از خاستگاه و در انقلاب اسلامی ایران است و بر فرصت اجتماعی- انسانی تأکید دارد که سنت نوروز به دست میدهد. در سطح کلانتر اما میتوان این تحلیل را به مثابهی یک نشانه/ الگو در تحلیلهای هویتی و نسبت «اسلام» و «انقلاب» با امر ملی (و سنتهای ملی) یا «ایران» در نظر گرفت.
به گزارش بولتن نیوز، مناسبات اسلام و ایران یکی از مهمترین مسألههای هویتی یک و نیم سدهی اخیر جامعهی ایرانی بوده است. معادلهای که از حدود نیم سده پیش با افزوده شدن متغیر انقلاب وجوه بدیع و متمایزی یافته است. معادلهای که حل آن ظرفیتی ذوابعاد را در سطوح هویتی تثبیت میکند و عدم حل آن چندپارگی هویتی را در امیشدن نوروز شکوفا میشود.
بر وفق سطح اسلامی از معنای نوروز، این سنت در تمام ساحات چهارگانهای که آموزههای ادیان تأیید، گسترش مییابد. وجهی همت عملی و آموزههای نظری ادیان، و اسلام به عنوان اکمل ادیان، حول چهار محور اساسی ارتباط انسان قابل صورتبندی است. این سطوح چهارگانه عبارتند از رابطهی انسان با «خود»، «خدا»، «دیگری» و «طبیعت». همچنین محور سوم (رابطه با دیگری) در ضمن استدلالهایی مبسوط در حکمت عملی به دو سطح منزل(خانواده) و مدن(جامعه) تقسیم میشود. اسلام نوروز را در تمام این چهار یا پنج حوزهی حیات انسانی تأیید می کند و یا معنا میبخشد. بر اساس سنت نوروز، روزگار نو با این موارد همراه است: توجه و رسیدگی مادی و معنوی به خود (محاسبه رفتارها۸ و آراستگی ظاهری۹)، نیایش با خدا۱۰ و زیارت اولیاءالهی۱۱، ارتباط با دیگران خانوادگی (صله ارحام) ارتباط با دیگران اجتماعی (صله احباب)۱۲و نزدیکی به طبیعت۱۳. معنای نوروز با این گستره شامل تمامی این روابط میشود.
