
گروه اجتماعی: اعتمادبهنفس بچههای من، که بیشترِ دیانایشان شبیه هم است، نمیشد بیشتر از این با هم فرق داشته باشد. چند روز پیش کمی خمیردندان ریخت روی پیراهن دختر هفتسالهام که داشت مسواک میزد؛ فکر میکنید چه کار کرد؟ بغضش ترکید، افتاد روی زمین و همینطور غلتید و جیغ زد «من بدترین آدم روی زمینم!». حالا، پسر دَهسالهام طوری رفتار میکند که انگار از آلبرت انیشتین بیشتر سرش میشود. هروقت به او میگوییم درمورد چیزی اشتباه میکند، طوری مخالفت میکند که انگار مسلمات علمی هم وابسته به نظر شخصی ماست. بعضی اوقات با خودم فکر میکنم شاید عزت نفس دخترم زیادی کم و مال پسرم زیادی زیاد است. چقدر مهم است بهاندازه عزت نفس داشته باشیم؟ اصلاً میزان اِستانداردی برای عزت نفس وجود دارد؟
به گزارش بولتن نیوز به نقل از ترجمان، بهعنوان یک مادر آمریکایی، همیشه فکر کردهام داشتن مقدار طبیعی عزت نفس برای سلامتی بچههایم حیاتی است. بر اساس این طرز فکر، اگر همین یک مورد قرص و محکم سر جایش باشد، بقکتاب را دربارۀ عزت نفس بنویسم.
اما وقتی بیشتر روی موضوع کار کردم، فهمیدم متأسفانه خیلی از والدین آمریکایی بیشازاندازه به مفهوم عزت نفس بها میدهند و اصلاً آن را اشتباه فهمیدهاند. داشتن عزت نفس طبیعی تضمین نمیکند که بچهها خوب زندگی کنند یا از دردسر دور بمانند. اگرچه عزت نفس مفهومی است که مطالعۀ آن پیچیده و دشوار است، پژوهش من میگوید قدمهایی که والدین برای پرورش عزت نفس کودکان خود برمیدارند معمولاً، و برخلاف انتظار، اثر تضعیفکننده دارد. وقتی بیشازاندازه تلاش کنیم که بچههایمان احساس ارزشمند بودن و تحسینشدن بکنند، شاید در واقع باعث شویم احساس بیعرضگی بکنند -درحالیکه اگر، با وجود همۀ دشواریها، دانسته و با چشمِ باز بچهها را در معرض ناامیدی و شکست قرار دهیم، این کار میتواند به آنها حس رضایتبخش خودکارآمدی۱ بدهد.
