دولت سیزدهم اکنون در شرایطی مذاکرات رفع تحریم را پیگیری میکند که فروش نفت ایران به اعدادی نزدیک به شرایط پیش از تحریم رسیده، قدرت هستهای کشورمان در بی سابقهترین وضعیت ممکن قرار دارد و توسعه روابط با کشورهای غیرغربی جهان و قدرتهای جهانی نوظهور شتاب گرفته است.
سیاست خارجی ایران در برابر فشار حداکثری آمریکا نیز با رویکردهای دوگانه در داخل کشور درگیر بود. دولت وقت ایران بدون توجه به ایده اقدام متقابل و بازدارنده در برابر نقض عهد برجامی مسیر چانهزنی و دیپلماسی صرف را پیگیری میکرد اما ساکنان بهارستان اعتقاد داشتند دست پایین ایران در صنعت هستهای در نتیجه استمرار اجرای محدودیتهای برجامی پس از خروج آمریکا از توافق، مانع رفع تحریمها شده است. از همین رو بود که مسیر تصویب قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریمها در راهروهای بهارستان طی مسیر کرد و به نتیجه رسید.
از سوی دیگر در زمان انتخاب آیت الله رئیسی به ریاست جمهوری، جو بایدن رئیسجمهور دموکرات آمریکا هنوز یکسالگی دولت خود را نیز پشت سر نگذاشته بود. بایدن با انتقادات فراوان به سیاست خارجی دولت سابق آمریکا قدرت را به دست گرفته بود و همین گمانهزنی برخی محافل بر تغییر رویه آمریکا در ارتباط با ایران و برجام را تقویت میکرد. اما اولین روزهای تکیه زدن بایدن بر صندلی اتاق بیضی شکل کاخ سفید نشان داد دولت جدید آمریکا همچون سلف خود به دریافت امتیازات فرابرجامی از ایران اعتقاد دارد.
رئیس جمهور جدید آمریکا در ایام انتخابات از تجدیدنظر جدی در سیاست خارجی آمریکا سخن میگفت و حتی در روز ابتدایی قدرت گرفتن خود ۱۷ فرمان اجرایی صادر کرد و مهر بطلانی بر تصمیمات جنجالی ترامپ زد. او در این تصمیمات بازگشت به توافق پاریس، برداشتن ممنوعیت ورود به آمریکا و پایان وضعیت اضطراری در مرزهای آمریکا و مکزیک و دهها موضوع مشابه را اعلام کرد اما هیچ اشارهای به پرونده توافق برجام نداشت.
این عملکرد نشان داد آنگونه که آنتونی بلینکن پیش از رسیدن به صندلی وزارت خارجه آمریکا وعده داده بود دولت بایدن برجام را «سکویی برای دستیابی به توافق طولانیتر و قویتر» میدید و در پی امتیازگیری در حوزه «مسائل موشکی و منطقه» بوده است. فهم این مساله توسط دولتمردان جدید مبنی بر اینکه آمریکا زیادهخواهی برای دستیابی به برجامهای جدید را پیگیری میکند منجر به عبور از ایدهآل اندیشی و خوشبینی افراطی به واقع گرایی در دولت سیزدهم شد.
