این راهبرد بر اساس نقطه ضعف تاریخی اقتصاد ایران یعنی وابستگی شکننده به درامد حاصل از فروش نفت و خام فروشی منابع زیر زمینی طراحی و با استفاده از مجموعه ظرفیتهای قابل فعال سازی امریکا در عرصه بین الملل به مورد اجرا گذارده شد.
پشتیبانی رسانهای و روانی کم سابقه از اجرای این راهبرد موید این واقعیت است که همراه سازی افکارعمومی با ایده اجتناب ناپذیر بودن فروپاشی اقتصاد ایران در شرایط حاصل از تحریمهای جدید و ناامید سازی جامعه، بویژه طبقات کمتر برخوردار در ردیف اهداف محوری راهبرد فشار حداکثری تعریف گردیده و بر روی ان حساب ویژهای باز شده است.
با گذشت نزدیک به ۱/۵ سال از آغاز خروج امریکا از برجام و اوج گرفتن تحریمهای اقتصادی بی سابقه و همه جانبه شاخصهای مختلف نشان میدهد که این راهبرد نتوانسته به هدف خود یعتی «ونزوئلایی کردن اقتصاد ایران» نزدیک شود.
