30 مهر 1398
منطقه جنگیه برادر! بلند شو لباست رو بپوش و دوباره بخواب!
بُرشهایی از زندگی این قهرمان کشورمان که در کتاب «میرزا محمد پدر کردستان» به کوشش علی اکبری گردآوری شده است را منتشر میکند.
روایت بیست و دوم؛ صدری
کارم خیلی زیاد شده و در درگیریهای زیادی شرکت داشتم. حسابی خسته شده بودم. آن شب میخواستم بخوابم، دیدم لباسهایم کثیف شدهاند. تصمیم گرفتم لباسهایم را درآورم و با لباس زیر بخوابم. با خود گفتم :انشاالله حادثهای پیش نمیاد.
