11 آبان 1398
بروجردی به زحمت ماشین را متوقف کرد، راننده خاور که درشت هیکل و سبیل کلفت بود، از ماشین پیاده شد، به سمت ما آمد، یقه بروجردی را گرفت و او را از پشت فرمان بیرون کشید
بُرشهایی از زندگی این قهرمان کشورمان که در کتاب «میرزا محمد پدر کردستان» به کوشش علی اکبری گردآوری شده است را منتشر میکند.
روایت سی و سوم؛ منتظری
به همراه بروجردی و چند نفر از بچههای سپاه با ماشین به طرف باختران در حال حرکت بودیم. هیچ کدام لباس سپاه بر تن نداشتیم.
