“سخنرانی حضرت آقا که به اتمام میرسد جمعیت جلو میروند برای دیدار و دست تکان دادن با مرادی که امروز دو ساعت درس استکبارستیزی را با او گذراندند”.
جوان آنلاین: صبح 10 آبانماه، خیابان فلسطین جنوبی جمعیت دانشآموز بسیاری را میبینی که همه به سمت انتهای خیابان در حرکتاند؛ ساعت 7 صبح است و ذوق و شوق این دانشآموزان نشان میدهد که مقصد احتمالا جایی غیر از مدرسه است؛ جایی که خوابآلودگی و کسالت را از سرها پرانده و به خانه امید ملت ایران در خیابان فلسطین در قلب شهر راهی شدهاند؛ شخصیتی که در قلب فلسطین هم امیدها به سخنان و اشارات اوست.
لطف دیدارهای دانشآموزی و دانشجویی در این است که برخلاف دیدارهای با مسئولان خودمانیتر است و صمیمانهتر است؛ ناگهان از هرگوشه دانشآموزی فریاد شعاری سر میدهد و بقیه همراهی میکنند؛ بازار شعارهای محلی هم داغ است و تا یک نفر میگوید، همشهریها برایش کم نمیگذارند، در همین حال و هوا ناگهان فریادی بلند میشود: “الله اکبر، الموت لآمریکا، الموت لأسرائیل، اللعنه علی الیهود، النصر للإسلام”. سر میچرخانم و میبینم دانشجویان یمنی ساکن تهران هم مهمان برنامهاند و هر چند دقیقه شعاری را فریاد میزنند و همچون خنجرهای یمنی میخروشند.

