اصلاحطلبان خود میدانند که دیگر اهمیت سابق را ندارند. «اصلاحطلبان مشارکتجو» اکنون ترکیب نامأنوسی است. اینطور نیست که این جویندگی، یابندگی داشته باشد. حتی میتوان مدعی شد ترکیب دو دروغ است. نه اصلاحطلببودنش راست است و نه مشارکتجو بودنش
جوان آنلاین: بیانیه گروهی از اصلاحطلبان که در رسانهها به دلیل تأکید آنان بر مشارکت و حضور در انتخابات، به «اصلاحطلبان مشارکتجو» معروف شدند، و به نوعی علیه مواضع رادیکال اصلاحطلبان ساختاری و علیه شخص خاتمی تعبیر شد، نگاه و نکات بسیار خوبی دارد و حتماً مسئولان کشور و نهادهای سیاسی از آن استقبال هم خواهند کرد، اما از نگاه تحلیلی معتقدم بعید است از این پرچم نیمهافراشته بتوان برای یک مشارکت بهتر و پرشورتر استفاده کرد.
اصلاحطلبان خود میدانند که دیگر اهمیت سابق را ندارند. «اصلاحطلبان مشارکتجو» اکنون ترکیب نامأنوسی است. اینطور نیست که این جویندگی، یابندگی داشته باشد. حتی میتوان مدعی شد ترکیب دو دروغ است. نه اصلاحطلببودنش راست است و نه مشارکتجو بودنش. وقتی تحلیلگران اصلی اصلاحطلب و از جمله خود امضاکنندگان این بیانیه بر فقدان پایگاه اجتماعی اعتراف میکنند، یعنی مرام اصلاحطلبی یا از اول ناراست بوده یا در گذر زمان از واقعیت جامعه و دغدغههای مردم فاصله گرفته است، وگرنه یک اصلاحات راستین و در معنای واقعی کلمه، هیچوقت پایگاه خود را از دست کند و هم اهمیت سیاسیون و بهویژه جناح اصلاحطلب را بیش از گذشته در انظار مردم از بین ببرد و بیاهمیت کند. برای همین با بیانیهای که در میان فعالان سیاسی نوعی اعتراض به بدنه تندرو جبهه اصلاحات و رهبر آن تلقی شده است، به میدان آمدند. اما نکته اینجاست که اگرچه بندهای مؤثری از این بیانیه عبارات برگرفته از نوشتههای تحلیلگران شناختهشده اصلاحطلب است، اما جای خود آنان و جای برخی مشاهیر در میان امضاکنندگان خالی است. اگرچه میتوان حدس زد که متن این بیانیه حرف جمع کثیری و شاید اکثریت مطلق اصلاحطلبان است، اما همین پنهانکردن خود و حفظ نام خویش برای روزهای مبادا و تغییرات احتمالی، و دریک کلام نیمهافراشتهنگاهداشتن پرچم مشارکت، ناقض یک رفتار اصلاحطلبانه است.
