
گروه اجتماعی: مسألهی امروز جامعهی ایران را باید فراتر از بحرانهای مقطعی دید. مسألهی اصلی، ناهماهنگی میان دو زبان متفاوت است؛ دو زبانی که عملاً یکدیگر را نمیفهمند. زبان رسمی حاکمیت، زبانی آرمانگرا و مأموریتمحور است؛ زبانی که مدام از اهداف بزرگ سیاسی و مذهبی، مبارزه با دشمنان، رسالتها و نبردهای دائمی سخن میگوید. در مقابل، زبان غالب جامعه، ساده و زندگیمحور است؛ زبانی که دربارهی معیشت، آرامش روانی، شادیهای روزمره و حق انتخاب در سبک زندگی حرف میزند.
به گزارش بولتن نیوز ،اکثریت مردم ایران نه به دنبال شعارهای ایدئولوژیکاند و نه درگیر رؤیاهای تاریخی. خواستهی آنها بسیار ساده است: یک زندگی عادی و معمولی. زندگیای که در آن کار کردن، تفریح، پوشش، روابط اجتماعی و فکر کردن به آینده با کمترین تنش و دخالت همراه باشد. این خواسته، واکنشی طبیعی به سالها زندگی در شرایطی غیرعادی است.
نارضایتی از جایی آغاز میشود که این دو نگاه، بهجای کنار هم قرار گرفتن، مقابل هم میایستند. جایی که ساختار قدرت میکوشد زندگی روزمرهی مردم را بر اساس معیارهای ایدئولوژیک تنظیم کند و جامعه، در پاسخ، میخواهد سیاست تا حد ممکن از زندگی شخصیاش فاصله بگیرد. در چنین فضایی، اعتراضها بیش از آنکه بیان یک آرمان تازه باشند، تلاشی برای بازگرداندن زندگی به حالت عادیاند.
