شما اصلاحطلبان به صد دلیل روشن و آشکار از «فرصت نصیری» استفاده کردید. او را به دیدار خصوصی خاتمی بردید. تاجزاده در مرخصی، او را به شماها سفارش کرد. به او تریبون دادید. او را «استاد و متفکر و نواندیش دینی» نامیدید. نمیتوانید اکنون او را چنین بیرحمانه و خصمانه از خود برانید. او «ذات عینیتیافته» شماست. گمان میکرد نزد شما میتواند ارج و اجری پیدا کند. نصیری از برخی شبهاتی که اصلاحطلبان در دل او افکندهاند، نظریه «اتحاد اصلاحطلبان با شاهزاده» را در خارج از کشور داده است. این را حل کنید و اینقدر فکر و خیال نبافید. نگویید که او نامتعادل است که کسی از شما نمیپذیرد وقتی با نامتعادلها فالوده میخورید! او نامتعادل نیست، دقیقاً ترازوی شناختشناسی اصلاحطلبان است. یک افراطی اعوجاجی و ریاکار که نمیتوان از روی نوشتهها و گفتهها واقعیت او را شناخت، که یا بر سر دیوار سفارت است یا برای سفارت یقه میدرد و آینده او نیز نامعلوم است و مشخص نیست که باز بر سر دیوار میرود یا از آن سوی دیوار میپرد!
جوان آنلاین: آقای عباس عبدی در یکی دیگر از شگفتانههای تحلیلی خود در واکنش به یادداشت «جوان» با عنوان «چرا اصلاحطلبان باطن خود را به گردن نمیگیرند؟» بدون پاسخگویی به هیچیک از استدلالهای «جوان» و فقط با یک ادعای گنده که قبلاً خودش خلاف این ادعا حرف زده بند آن بچهای که ظرف شیر را میریزد و بدون اینکه مادرش او را متهم کند، پیدرپی میگوید «من نریختم!»
مسئله روشن است. خیلی خیلی روشن. عباس عبدی و بسا اصلاحطلبان دیگر، سلطنتطلب نیستند و کسی هم چنین ادعایی نکرد. اما نصیری را تبلیغ و تأیید میکردند و او را یک ظرفیت بالفعلشده میدیدند. با او کارها داشتند. اما خوب در گوش او نکرده بودند که دورویی و ریاکاری سیاسی را چگونه پیش ببرد؛ و حالا نصیری از برخی شبهاتی که اصلاحطلبان در دل او افکندهاند، نظریه «اتحاد اصلاحطلبان با شاهزاده» را در خارج از کشور داده است. این را حل کنید و اینقدر فکر و خیال نبافید. نگویید که او نامتعادل است که کسی از شما نمیپذیرد وقتی با نامتعادلها فالوده میخورید! او اتفاقاً نامتعادل نیست، دقیقاً ترازوی شناختشناسی اصلاحطلبان است. یک افراطی اعوجاجی و ریاکار که نمیتوان از روی نوشتهها و گفتهها واقعیت او را شناخت، که یا بر سر دیوار سفارت است یا برای سفارت یقه میدرد و آینده او نیز نامعلوم است و مشخص نیست که باز بر سر دیوار میرود یا از آن سوی دیوار میپرد!
