یادداشت امروز آقای ربیعی دستیار ارتباطات اجتماعی رئیسجمهوری و سخنگوی دولت را خواندم. یادداشتی که برای نقد توئیت سخنگوی شورای نگهبان نوشته شده بود. نمیدانم سخنگوی دولت آن عبارات را نوشتهاند یا برایشان نوشته شده، اما هرچه هست، چون با نام وی منتشر شده لازم میدانم چند نکتهای را در پاسخ به یادداشت او بنویسم.
اولاً وی سخنگوی شورای نگهبان را نقد کردهاند که «از جایگاهی ناهمتراز با عالیترین مقام انتخابی با رای مستقیم و پاسدار قانون اساسی» سخن گفته است. اعتراض ایشان نشان دهنده نگاه دولت به دایره کسانی است که حق انتقاد از رئیس جمهور را دارند، اگر سخنگوی نهادی که مورد هجمه رئیس جمهور واقع شده حق پاسخ ندارد چه کسی از دید شما حق اعتراض به عالی جنابان و عالی مقامان تان را دارد؟ ضمنا احتمالا سخنگوی دولت با مفهوم و جایگاه سخنگویی آشنا هستند و به همین دلیل بدون هراس از متهم شدن به ناهمترازی با اعضای شورای نگهبان، نقدهای خود را به مقامی وارد کرده اند که همتراز او نیستند.
ثانیاً مسئله مشارکت وسیع و حضور همه جناحها و سلیقهها در انتخابات دغدغه همه مسئولان و نهادها هست و باید باشد و هیچ داوطلبی به صرف گرایش سیاسی قانونی نباید از اداره کشور کنار زده شود. اما این گزاره که رد صلاحیتها مبتنی بر نگرش سیاسی و از یک طیف خاص بوده است باید با ذکر مصداق اثبات شود.
