اوایل آبان امسال مهندس جوانی به اداره پلیس رفت و از سرقت وسایل خانهاش خبر داد وگفت سه سال قبل در دانشگاه عضو یک گروه دانشجویی بودم. یکی از اعضای این گروه دختر جوانی بود که خواهری بهنام شیلا داشت او گهگاه در دورههای دوستانه ما شرکت میکرد. وقتی درسم تمام شد دیگر از آنها خبر نداشتم.

به گزارش ایران، تا اینکه امروز صبح شیلا با من تماس گرفت و خواست تا به خانهام بیاید. از این تماس تعجب کردم و علت آن را پرسیدم شیلا هم تعریف کرد که با دوست پسرش درگیر شده و بشدت کتک خورده است. از من کمک خواست که قبول کردم و لحظاتی بعد به خانهام آمد. در حالی که ماجرای اختلافش با آن پسر را تعریف میکرد به آشپزخانه رفت و دو لیوان آب برای من و خودش آورد اما وقتی آب را خوردم از هوش رفتم.
