گرفتار شده ام و نمی دانم چه طور خودم را از شر این همه مشکل نجات بدهم. قصه زندگی ام از این قرار است که در دوران دانشجویی با دختر خانمی آشنا شدم و احساس می کردم با تمام وجودم دوستش دارم.

به گزارش سیتنا، من پس از مدتی به پدر و مادرم اعلام کردم هرچه سریع تر به خواستگاری دختر مورد علاقه ام بروند. اما خانواده ام با انجام تحقیقاتی متوجه شدند میترا قبلا یک ازدواج نافرجام را تجربه کرده است و گویا خانواده خوبی ندارد.
