
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-متین منتظمی؛ بعد از گذشت چندین سال از عمر جمهوری اسلامی ایران بسیاری از افرد و سیاسیون به این نتیجه رسیدند که عدالتخواهی حلقه مفقوده جامعه کنونی است از این رو ارائه مطالبات اجتماعی در چارچوب عدالتخواهی رونق خاصی گرفت. تا جایی که در سال 84 این گفتمان توانست اکثریت آرای مردمی را به خود اختصاص داده و کابینه دولتی را تشکیل دهد اما نکته اینجاست که این گفتمان نیز از انحراف و کجروی مصون نماند و دچار معایب و مشکلاتی شد. مباحثی که در رابطه با دولت برقرار شد مسئله مفصلی است که در این مرقومه نمی گنجد با این حال مهم ترین مسئله در این رابطه، تغییر مسیر و استراتژی جریان عدالتخواهی است.
برداشت اشتباه از عنوان عدالتخواهی و نداشتن اندیشه متقن و بنیه دار در این مسئله باعث انحراف و ایجاد مسیر اشتباه در این جریان می شود. به صراحت می توان گفت که یک جریان سیاسی یا اجتماعی برای رشد و گسترش خود نیازمند اندیشه ویژه آن با رسم راه و روش می باشد؛ این در حالی است که جریان عدالتخواهی حتی در برخی موارد با عبور از قانون نیز معتقدند که برخی مسائل باید فریاد زده شوند این در حالی است که سکوت معنا دار آن ها در برخی دیگر از مسائل سیاسی و اجتماعی، درستی مقایسه و حقانیت آن ها را زیر سوال می برد.
