مریم به زندگی مشترک ۲۸ ساله اش نگاه کرد. درهفت آسمان هم داود برایش یک ستاره نگذاشته بود. تنها چیزی که در این زندگی داشت، چند بچه بود که با مشکلاتشان شانه های خمیده او را بیشتر آزرده می کردند.

به گزارش رکنا، زن چقدر خسته بود. در این سالها با نداری داود ساخته بود. پا به پای او کار کرده بود، رنج برده بود و زندگی را ساخته بود. کم کم زندگی شان رونق گرفته بود. چه صرفه جویی هایی که نکرده بود و دست آخر با همین زحمتها توانسته بودند، سقفی بالای سرشان داشته باشند، سقفی که نیمی از آن را ارث مریم درست کرده بود.
