«تاریخ، چگونگی پیدایی و دگرگونی نوروز را ننوشته است ولی افسانههای ایران باستان که در «اوستا» به ما رسیده است و فردوسی در شاهنامه از آن گرفته است چنین مینماید که «جمشیدشاه» نخستین کسی است که این عید را جشن گرفت.»

به گزارش ایران پژواک، آنچه میخوانیم بخشی از مقالهای است با عنوان «نوروز در تاریخ و ادبیات» که عزیز عبدالحمید (از دانشگاه منچستر) آن را نوشته و توسط محمدحسین ساکت ترجمه (وحید اردیبهشت ۱۳۴۹ شماره ۷۷) و منتشر شده است: «این عیدها و جشنها که برای طبیعت گرفته میشود، تنها به گروهی ویژه بستگی ندارد. برای نمونه: مصریان – مانند یونان و ایران – عناصر طبیعت را آنچه سرچشمه خوبی و کامیابی بود، میپرستیدند همچون: نیل(رودخانه)، خورشید و نهنگ. از این باورهای مذهبی – و پیرامون آن – آیینها، ادبیات، موسیقی، خویها، عیدها و جشنهای فصلی، بهوجود آمده است که تا امروز، برخی از آنها به واژگونهاندیشی دینی و پیدایی مذهبهای پیشرفته دیگر – آسمانی یا ناآسمانی – زنده و بهجامانده است. شگفت اینکه: دینهای آسمانی همه جشنهای بتپرستی را نشکسته است؛ بلکه پارهای را بهجای نهاده است و در زنده ساختن آنها همداستان شده است و برخی دیگر را پرداخته است و خوی و روش دینی خود را بر آن پیاده ساخته است.
