در ابتدا میخواستم این پرسش را مطرح کنم که چه عاملی باعث شد درصدد تهیه یک گزارش اقتصادی در قالب این کتاب برآیید؟
درمورد اینکه چرا درصدد تهیه یک گزارش اقتصادی برآمدم واقعیت آن است که
اساسا اعتقاد دارم هر حسابدار رسمی باید مبانی و مفروضات اصلی اقتصاد و
اقتصاد توسعهای را بداند. زیرا یک حسابرس مدعی بررسی ریسک باید الزاما با
مبانی وچارچوب ترسیمی اقتصاد سیاسی آشنا باشد چراکه ریسک مقولهای است که
در چارچوب اقتصاد تعریف میشود. به همین جهت از همان دوران دانشجويی
(دهه٥٠) به مطالعه اقتصاد سیاسی علاقهمند بودم، بهویژه آنکه در دورهای
از زندگی ام ناچار به مطالعه اقتصاد سیاسی شدم و قریب ٥سال در این زمینه
مطالعه کامل انجام دادم. شاید نوشتن بسیاری مقالات اقتصادی که در مجلات و
روزنامههای اقتصادی ایران و خارج بهویژه در تارنمای لوموند دیپلماتیک چاپ
شده در همین رابطه باشد. شخصا از مدتها پیش درصدد بودم مطالعات
دامنهداری پیرامون اقتصاد چین و هند و کشورهای درحال توسعه بهویژه پس از
بحران مالیسال ٢٠٠٧ به عمل آورم که مهاجرت به کانادا طی ٣سال گذشته و
عضویت در انجمن اقتصاددانان کانادا (که از سال ٢٠١١ به عضویت آن
درآمدهام) باعث شد به کلندهای با سایر نویسندگان و
محققان بهطور غیرمستقیم همکاری کند.
این کار سابقه هم دارد؟
بله. منابع مطالعاتی غربی، جهان تا سال ٢١٠٠ را هم مطالعه کردهاند.
تحقیقات مفصلی پیرامون اقتصاد جهان در سال ٢٠١٥، ٢٠٢٠، ٢٠٣٠ و ٢٠٥٠ صورت
گرفته که یکی از بهترین آنها «جهان در سال ٢٠٥٠»، توسط یک موسسه حسابرسی
بینالمللی (پرایس واترهاوس کوپرز) در سال ٢٠٠٧ صورت گرفته است. البته به این گزارش،
انتقاداتی وارد آمد که چگونه شما که سال ٢٠٥٠ را پیشبینی کردهاید بحران
اواخر سال ٢٠٠٧ و ٢٠٠٨ را نتوانستید پیشبینی کنید. بانک گلدمن ساچ، بانک
اچاسبیسی (HSBC)، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و موسسه حسابرسی پی
دبلیو سی (PWC)، هر یک جداگانه در مورد آینده اقتصاد جهان گزارشهاي مفصلی
را به نامهاي جهان در سال ٢٠٥٠، جهان در سال ٢٠٣٠، آینده چگونه خواهد
بود منتشر کردهاند که موسسه حسابرسی دایارایان برخی از این گزارشها را در
وبگاه آموزشی خود قرار داده است.
