
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، زینب سادات قریشی محمدی؛ آنچه برای شروع صحبت در این مورد لازم به ذکر است، این موضوع است که سیاست اقتصادی جوبایدن هرگز به صورت دقیقی قابل پیش بینی نیست. چرا که بایدن شخصی رئالیسم و عملگراست و میتوان گفت سیاستش شباهت بسیار زیادی به دوره دوم اوباما دارد. ولی آنچه واضح و مبرهن است این موضوع است که او دستی بر ماشه ندارد و طرفدار گزینههای نظامی نیست.
علاوه بر این از یک سو دولت بایدن، به هیچ وجه قصد ندارد میراث تحریمی ترامپ را به سادگی از دست بدهد و از سوی دیگر فرصت چندانی هم تا انتخابات ۱۴۰۰ ایران باقی نمانده است؛ بنابراین به نظر میرسد بهترین راهکار برای آمریکاییها سرمایهگذاری برای اقداماتی باشد که با کمترین تأثیر عملی، بیشترین اثر گذاری روانی را برای آنها به همراه داشته باشد.
در این میان اگر فرض کنیم که دولت آمریکا بخواهد و بتواند در یک فرصت زمان محدود چیق حمایتهای مالی مستقیم و غیرمستقیم میتواند اقتصاد کشورهای خلیج فارس و کشورهای متکی به آنها را، به صورت مثبت و چشمگیری تحت تاثیر قرار دهد. قیمت نفت میتواند به بهبود عمومی اقتصاد، خصوصا پس از آسیبهای ناشی از همه گیری کووید ۱۹ کمک کند.
مسئله آخر که از همه نیز مهمتر بوده، این موضوع است، که بایدن با وجود چالشهای اقتصادی جدید در داخل کشور خود، با احتمال بسیار زیاد به جنگ تجاری با چین خاتمه میدهد تا از این طریق به رشد اقتصاد جهانی کمک کند و اقتصاد ایالات متحد را نیز به حالت عادی برگرداند. این امر برای اقتصاد کشورهای خاورمیانه از جمله ایران که به تجارت و تجارت جهانی متکی هستند و برای تامین رفاه خود به یک زنجیره تامین جهانی کارآمد احتیاج دارند، بسیار خوشایند و البته قابل توجه خواهد بود.
به صورت کلی آنچه در اینجا بیش از همه اهمیت دارد، فارغ از پیش بینی از سیاستهای اقتصادی جوبایدن، ایجاد یک برنامه دقیق اقتصادی میان مدت، جهت هدایت اقتصاد ایران به سمت یک اقتصاد کارآمد، با بالاترین کارکرد و بازدهی است.
